X
تبلیغات
رایتل

آموزش مداحی - جلسه مذهبی فرهنگی انصار الرضا (ع) مشهد مقدس

اشعار مداحی- آموزش مداحی و مباحث فرهنگی سیاسی و اجتماعی

یکشنبه 8 شهریور‌ماه سال 1388 ساعت 18:01

چندین شعر به مناسبت شهادت حضرت خدیجه (س) ام المومنین

 من آن کنیز خدایم که یار طاهایم

منم که مادر امّ الائمه زهرایم

 به افتخار کنیزی مصطفی این بس

که من شریک نبی در نشاط و غمهایم

 خداست شاهد حالم که من چه‏ها دیدم

اگر چه شاد ز یک عمر امتحانهایم

 گهی به شعب ابی طالبم گواه بلا

گهی ستم کش اهل حجاز و بطحایم

 اگر بهشت برین جایگاه شأن من است

برای اینکه به دنیا مطیع مولایم

 ز نیش طعنه نمام‏های آل قریش

هنوز وارث درد و بلاست زهرایم

 تمام هستی خود را به عشق بخشیدم

به عشق اینکه به بیت نبی است مأوایم

 ولی چه زود شنیدم پس از من و احمد

حریم عشق بسوزد به دست اعدایم

 ستم به فاطمه‏ام از قدیم عادت داشت

از آن زمان که به دل بود انیس غمهایم

 همیشه فاطمه می‏گفت از درون با من

که من یگانه معین تو در بلاهایم

 خدا گواه بسوزم از این که در غم و درد

نبود سایه من بر سر تو، ای وایم

 مرا کفن ز بهشت آید ای خدای حسین

اگر چه مادر آن بی کفن به صحرایم

منبع:سایت رمضان

-----------------------------------------------------------------------------------------------

به تن زخمی من روح مداوا دادی

قوت قلب نبی جان مرا نا دادی

تلخی سنگ به لبخند تو شیرین می شد

غم دلواپسی ام را به دلت جا دادی

سالها عمر تو با زخم زبانها طی شد

پای من وقف شدی هست خودت را دادی

هیچ کس مثل تو ای خوب به من لطف نکرد

تو مرا زیر پر و بال خودت جا دادی

می روی قلب من از درد به خود می پیچد

بی کسی های مرا باز به غمها دادی

فکر تنهایی من بوده ای ای گل زیرا

همه عاطفه ات را تو به زهرا دادی

----------------------------------------------------------

مادر مرو که فاطمه ات زار و مضطر است

هجر تو قاتل من غمدیده دختر است

غصه مخور به حال پدر چونکه بعد تو

زهرای کوچک توبرایش چو مادر است

در سرزمین شعب ابی طالب از محن

اکنون ز اوج داغ و عزای تو محشر است

گویا که سال حزن برای پدر بود

این سال غم که با غم دنیا برابر است

بار سفر تو بستی و رفتی ولی بدان

کوتاه عمر دختر مثل کوثر است

وای از دمی که فاطمه ات را تو از بهشت

بینی میان شعله و در پشت یک در است

جرم تو هست یاری پیغمبر خدا

جرم من حزین به خدا عشق حیدر است

آنکه فکنده لرزه به جانم نظاره بر

چندین کفن بود که به دست پیمبر است

بعد از شمارش کفن این روضه ام شده

یک کودک بدون کفن داغ مادر است

 

                              **مجتبی صمدی

---------------------------------------------------------------

منبع:وبلاگ اشعار مذهبی

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :