X
تبلیغات
رایتل

آموزش مداحی - جلسه مذهبی فرهنگی انصار الرضا (ع) مشهد مقدس

اشعار مداحی- آموزش مداحی و مباحث فرهنگی سیاسی و اجتماعی

پنج‌شنبه 1 بهمن‌ماه سال 1388 ساعت 23:15

یک شعر زیبا و معروف در فراق امام زمان (عج)

الا که راز خدایی، خدا کند که بیایی

تو نور غیب نمایی، خدا کند که بیایی

شب فراق تو جانا خدا کند به سرآید

سرآید و تو برآیی، خدا کند که بیایی

دمی که بی تو سر آید خدا کند که نیاید

الا که هستی مایی، خدا کند که بیایی

فسرده غنچه گلها فتاده عقده به دلها

تو دست عقده گشایی، خدا کند که بیایی

ز چهره پرده بر افکن به ظلم شعله در افکن

تو دست عدل خدایی، خدا کند که بیایی

نظام هر دو جهانی امام عصر و زمانی

یگانه راهنمایی، خدا کند که بیایی

تو مشعری عرفاتی، تو زمزمی تو فراتی

تو رمز آب بقایی، خدا کند که بیایی

دل مدینه شکسته حرم به راه نشسته

تو مروه ای تو صفایی، خدا کند که بیایی

به سینه ها تو سروری به دیده ها همه نوری

به دردها تو دوایی، خدا کند که بیایی

ترا به حضرت زهرا، بیا ز غیبت کبری

دگر بس است جدایی، خدا کند که بیایی

شاعر؟؟؟

منبع : شیعتی

توضیح: اگر چه این گونه اشعار به سبک های متفاوت و بادستگاه های موسیقی متفاوتی می تواند اجرا شود ولی با توجه به این که قسمتی از کاربران این سایت با دستگاه های موسیقی ایرانی آشنایی ندارند یک فایل صوتی ضمیمه این مطلب می کنیم تا عزیزانی که قادر به گذاشتن سبک مناسب برای این شعر نیستند از سبک ضمیمه شده استفاده کنند.

دانلود سبک شعر
پنج‌شنبه 1 بهمن‌ماه سال 1388 ساعت 22:16

متن کامل شعر غمنامه حضرت رقیه (س) به همراه فایل صوتی

این نوحه سینه زنی حدود ده سال پیش توسط مداح اهل بیت یونس حبیبی اجرا شد که با استقبال بی نظیر عاشقان اهل بیت همراه بود .

از جمله خصوصیات این شعر این است که مصائب حضرت رقیه را در قالب شعر بیان نموده و از همان ابتدای غارت خیمه های حسینی تا بعد از شهادت دختر سه ساله امام حسین(ع) وقایع را متذکر می شود از دیگر دلایل محبوبیت این شعر ، شیوه اجرای بسیار زیبای برادر یونس حبیبی بوده است که ایشان با صدای محزون خود قلبهای عاشقان حریم حسینی را محزون می ساخت.

شهادت حضرت رقیه در روز پنجم صفر سال 61 هجری قمری در شهر شام اتفاق افتاد.

دانلود نوحه سینه زنی

برای مشاهده متن کامل شعر بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.


ادامه مطلب
پنج‌شنبه 1 بهمن‌ماه سال 1388 ساعت 14:03

شعر مصیبت حضرت رقیه

مجنون شبیه طفل تو شیدا نمی شود

زین پس کسی بقدر تو لیلا نمی شود

درد رقیه تو پدر جان یتیمی است

درد سه ساله تو مداوا نمی شود

شأن نزول رأس تو ویرانه من است

دیگر مگرد شأن تو پیدا نمی شود

بی شانه نیز می شود امروز سر کنم

زلفی که سوخته گره اش وانمی شود

بیهوده زیر منت مرحم نمی روم

این پا برای دختر تو پا نمی شود

صد زخم بر رخ تو دهان باز کره اند

خواهم ببوسم از لبت اما نمی شود

چوب از یزید خورده ای و قهر با منی

از چه لبت به صحبت من وا نمی شود

کوشش مکن که زنده نگهداری ام پدر

این حرف ها به طفل تو بابا نمی شود

                                                                      محمد سهرابی

پنج‌شنبه 1 بهمن‌ماه سال 1388 ساعت 13:55

شعر شهادت حضرت رقیه (س)

پلکی مزن که چشم ترت درد میکند

پر وا مکن که بال و پرت درد میکند

میدانم اینکه بعد تماشای اکبرت

زخمی که بود بر جگرت درد می کند

با من بگو که داغ برادر چه کار کرد

آیا هنوز هم کمرت درد میکند

مانند چوب خواهش بوسه نمیکنم

آخر لبان خشک و ترت درد میکند

 لبهای تو کبود تر از روی مادراست

یعنی که سینه پدرت درد میکند

می خواستم که تنگ در آغوش گیرمت

یادم نبود زخم سرت درد میکند

کمتر به اسب نیزه سوار و پیاده شو از 

 این حجمه های سنگ سرت درد میکند

                                                                         شاعر؟؟؟
پنج‌شنبه 1 بهمن‌ماه سال 1388 ساعت 13:40

اشعار روزهای اسارت اهل بیت امام حسین در شام بلا

مردم که روی ماه تو بر هم نشان دهند

چون خیر مقدم است که بر میهمان دهند

زخمی بود که بر تن مجروح من رسد

با هر اشاره ای که سرت را نشان دهند

ای سر چنین که بر سر نی جلوه گر شدی

ترسم که کودکان تو از غصه جان دهند

ای میر کاروان خبری هم ز ما بگیر

بنگر چه رنج ها که بر این کاروان دهند

ما را برند بر سر بازار روزها

شب ها به کنج خلوت زندان مکان دهند

بیم گنه مدار موید که روز حشر

بر دوستان فاطمه خط امان دهند

 سید رضا موید خراسانی

منبع : شیعتی

سه‌شنبه 29 دی‌ماه سال 1388 ساعت 18:37

شعری در مورد امام زمان (عج)

ای تیر نگاهت به دل زار کجایی

ای روی گلت شمع شب تار کجایی

آرام و قرار دل بی تاب و شکیبم

آرام وقرار دل بیمار کجایی

گویم به که مانی که خلایق بشناسند

در مشکل من فاطمه رخسار کجایی

هر جا که تو هستی دل حسرت زده انجاست

خود گو به من خسته گو ای یار کجایی

 

شنبه 26 دی‌ماه سال 1388 ساعت 22:50

شعری زیبا برای سینه زنی در مجالس امام حسین (ع)

روز محشر که میشه یکی میاد ندا میده

بد وخوب جدا میشه هر کس رو جایی جا می ده

دوزخی ها به جهنم و بهشتی ها بهشت

نوبت سینه زنها برات کربلا میده

شور و عشق و حالمون فقط حسین فاطمه (س)است

عشق بی زوالمون فقط حسین فاطمه است

یه سر موی حسین رو نمی دیم به عالمین

نامه اعمالمون فقط حسین فاطمه است

ما بهشت بی حسین رو نمی خوایم آی آدما

با بهشت کار نداریم بهشت باشه مال شما

ما حسینی مسلکیم و از حسین دم میزنیم

یا حسین میگیم و از بهشت می ریم کرببلا

من فقط از کربلا نور دو عینشو میخوام

خاک دلربای بین الحرمینش رو میخوام

پهلوون اسمی کرببلا عشق منه

من فقط گنبد عباس حسینشو میخوام

شاعر: ؟؟؟
پنج‌شنبه 24 دی‌ماه سال 1388 ساعت 19:28

شعری در مورد شهدا به همراه فایل سبک شعر * منبع :در نواحی نوحه*

السلام علیکم یا انصار اباعبدالله الحسین علیه السلام

 

دل خسته‌م جا مونده از قافلة مسافرای حرم
عمریه که تو قفس دلتنگی‌ها اسیره بال و پرم

هر روز غروب میام، با کوله بار غصه و غم

تا دست لطفشو، بکشه آقا روی دلم

 

با دلی پر امید اومدم از نگاه لطف تو حاجت بگیرم

از کرامت چشمای تو تذکرة سرخ شهادت بگیرم

 

اونکه شیدای شهادت نیست بجز قلبی غرق آه نداره
هرکسی داره هراس از سردادن به کربلا راه نداره

 

آقام آقام یابن زهرا یابن زهرا یا سید الشهدا

 

--------------------------------

 

شما رفتید و سهمم از فراقتون خسته حالیه هنوز

توی خط مقدم معرکه ها جاتون خالیه هنوز

آروم نمی‌گرفت ، طوفان نگاتون به خدا

درس رشادته ، دلاوری‌هاتون به خدا

 

چه عاشقونه جون می‌دادید تا دل آقاتونو ماتم نگیره

لاله لاله پرپر می‌شدید تا باغ چشماش بغض شبنم نگیره

 

خدا اون روزو نیاره که با کوهِ غمها بمونه آقا
کربلائی ها نباشید و تو کوفه تنها بمونه آقا

آقام آقام یابن زهرا یابن زهرا یا سید الشهدا

 

عزت و سربلندی مون در گرو اطاعت از ولیه
آقایی که به روی دوشش علم ولایت علیه

در اهتزازه باز ، پرچمای خونرنگِ حسین

از لطف نهضتِ ، عاشورایی ماه خمین

 

ایشالا با اون دستایی که داره نشون از علمدار علقمه

پرچم و می‌ده رهبر آزادة ما دست عزیز فاطمه

 

تا نفس داریم تو سینه دم می‌گیریم خونی که در رگ ماست
هدیة ناقابل ما سینه زنها به سید الشهداست

آقام آقام یابن زهرا یابن زهرا یا سید الشهدا

 

--------------------------------

 

غروب جمعه محراب جمکرونت پناه اشکامونه

اشک چشمام برای تو عریضه غربتمو می‌خونه

 

آقا ببین کسی ، ندبه هامو باور نداره

اصلاً همه می‌گن ، شیعة تو یاور نداره

 

اما می‌دونم که یه روزی از این روزا با بیرق سرخ حسین

می‌رسی و با ذوالفقارت محشری بر پا می‌شه بین الحرمین

 

زمونه چشم انتظارِ لحظه‌های رجعت خون خداست
دل عالم در تب و تابِ طلوع خورشید کرب و بلاست

آقام آقام یابن زهرا یابن زهرا یا سید الشهدا

 

سبک سرود پایانی

 

لینک همخوانی همین سرود در محضر رهبر معظم انقلاب

شنبه 19 دی‌ماه سال 1388 ساعت 22:23

شعری در فراق یار مهربان مولانا صاحب الزمان

در اضطراب چه شب‌ها که صبح شان گم شد
چـه روزهـا کــــه گـرفـتـــــار روز هـفــــتـم شد

چه قدر هفته پر از شنبه شد، به جمعه رسید
و جـمـعــــه روز تـفــــرّج بـــــرای مـــــردم شـد! 

چه قــدر شنبـه و یـک شنبـه و دوشنـبه رسید
ولی همـیشه و هـر هـفـتـه جـمـعـه ‌هـا گم شد 

چه هفته‌ها که رسید و چه هفته‌ها که گذشت
شمـارشی کــه خلاصـه بـه چـنـد و چـنـدم شد 

و هـفـتـه‌ای که فـقـط ریـشه در گذشتن داشت
بـرای شعـله کـشیـدن بـه خـویـش هـیـزم شد

نـه شنـبـه و نـه بـه جـمـعـه، نـه هیـچ روز دگر
در انتــظار تـو قـلـبـی پـــر از تـلاطـــــم شد !؟ 

کـــدام جــمـعـه‌ مـــوعـــود می‌زنـی لـبـخـنـد
بـه این جـهـان کـه پـر از قـحطی تبسم شد؟

بــرای آمــدنـت جـــمــعــه‌ای مـعـــیــن کـــن
کـه هـفتـه‌ها همـه‌شـان خـالی از تـرنـم شد

منبع : وبلاگ اشعار مذهبی

چهارشنبه 16 دی‌ماه سال 1388 ساعت 23:20

شعر زمزمه زیبا به مناسبت شهادت حضرت رقیه + سبک

تو چشمای بارونی               امشب شده مهمونی

       قصه می گه واسه باباش یه دختر زندونی

داره می گه از خاطرات کوفه و شام

                                           داره می گه از روضه های سنگ از بام

از اون شبی که گم شدش توی بیابون

                                            از تازیانه از صدای وقت دشنام

بابا نبودی دامنم آتش گرفت

                                      گلهای سرخ پیرهنم آتش گرفت

از سوزش گلبوسه های تازیان

                                     بابا کبودی تنم آتش گرفت

نبودی تو هر کجا منو زدند

                                  تو شهر و تو کوچه ها منو زدند

خلاصه برات بگم تو رفتی و  

                                  تو هر کجا گفتم بابا منو زدند بابایی

                         بابا بابا بابا بابا جان

                        ************

درد و بلات به جونم                  بابای مهربونم

    سنگم بیاد جایی نمی رم پیش تو می مونم

بعد از تو در دست غم و غصه اسیرم

                                                          داغ تو غمهای عمه کرده پیرم

تو که می دونی دخترا بابایی هستند

                                                  بابا نگفتی تو می ری و من می میرم

لیلا کیه تا که بشه مجنون تو

                                                 بابا خودم می شم بلا گردون تو

اول بزار خاکسترا رو پاک کنم

                                               از لابه لای گیسوی پر خون تو

بابایی چرا لبات خونی شده

                                        بمیرم چرا موهات خونی شده

بمیرم رو ابروهات خورده ترک

                                         بابایی چرا چشات خونی شده بابایی

                         بابا بابا بابا بابا بابا جان 

دانلود سبک زمزمه

منبع : کتاب نوحه انتشارات آرام دل


                                     


1 2 3 >>