آموزش مداحی - جلسه مذهبی فرهنگی انصار الرضا (ع) مشهد مقدس

اشعار مداحی- آموزش مداحی و مباحث فرهنگی سیاسی و اجتماعی

چهارشنبه 26 دی‌ماه سال 1386 ساعت 02:33

حضرت قاسم (ع)

روز عاشورا حسن را نور عین
در حضور زاده زهرا حسین

با ادب خم شد به صد جوش و خروش
بوسه زد بر دست پیر میفروش

چون صدف لعل لبش را باز کرد
با عمو سوز دلش را ساز کرد

گفت ای آئینه دار شهر نور
شهد جانم ده تو از جام بلور

زان می نابی که اکبر نوش کرد
با نبی همراه و هم آغوش کرد

تشنه ام من بهر دیدار حبیب
جرعه ای زان می مرا هم کن نصیب

بر یتیمان دلنوازی لازم است
بهر قاسم سرفرازی لازم است

نامه از سوی پدر آورده ام
سر خط ایثار سر آورده ام

مادرم بر من کفن پوشیده است
شهد صهبای حسن نوشیده است

دوست دارم در رهت فانی شوم
در منای قرب قربانی شوم

دوست دارم زیر سم اسب ها
پیکرم گردد عمو جان توتیا

چون جهاد من جهاد اکبر است
مرگ بهرم از عسل شیرین تر است

دوست دارم خویش تن را حر کنم
جای خای پدر را پر کنم

گر ببرند بند بند از بندم عمو
من به مرگ خویش می خندم عمو

من به خون از حق حمایت می کنم
جان به قربان ولایت می کنم

مست مستم کن که شیدایی کنم

با عدو جنگ تماشایی کنم

در رکاب تو اگر گردم شهید
نزد زهرا رو سپیدم رو سپید



حاج علی انسانی
دوشنبه 24 دی‌ماه سال 1386 ساعت 00:34

محرم

دل شیدایی من تنگ عشق است

نوای سینه ام آهنگ عشق است

سیه پیراهنی دارم مقدس

برای شیعه مشکی رنگ عشق است

چهارشنبه 19 دی‌ماه سال 1386 ساعت 23:38

محرم آمدو ...

کربلایی نشدم خجلت از این غم دارم
تا ابد در دل خود شور محرم دارم
دوشنبه 17 دی‌ماه سال 1386 ساعت 22:05

شعری از حاج غلامرضا سازگار

من همان روز ولادت که ز مادر زادم

بود زخمت به جگر نعمت مادر زادم

بوده ام هیچ و همه بودم و نبودم از توست

آن زمانی که نبودم ، به غمت دل دادم

به سر کوی تو ای کعبه آمال دلم

باد می آوردم گر چه دهی بر بادم

قصه عشق تو درسی نه که در سینه بود

این حدیثی است که دادند از اول یادم

سالها بود که در بند تعلق بودم

از زمانی که اسیر تو شدم آزادم

خواستم تا که برآرم سر از این هفت سپهر

صورت خویش به خاک قدمت بنهادم

نافه آوی صحرای غمت کاری کرد

کز خطا رستم در ملک ختا افتادم

هر چه دارم همه از پاکی مادر دارم

رحمت حق به روانش که حسینی زادم

پیش از آنی که پدر جانب مکتب بردم

الف قامت عباس تو شد استادم

عید نوروز من دلشده آن روزی بود

کآتش عشق تو آمد به مبارکبادم

«میثم» از عالم دیوانگی این را فهمید

از زمانی که اسیر تو شدم آزادم

دوشنبه 17 دی‌ماه سال 1386 ساعت 21:51

روز عاشورا و علی اصغر (ع)

خورشید چه عاشقانه پیمان می داد

در وادی طوفان بلا جان می داد

آن روز معلم شهادت، چه غریب

با نای بریده درس ایمان می داد

                   ***

گل غنچه ای از سلاله حیدر بود

افسوس که مثل غنچه ای پرپر بود

آن ظهر عطشناک چه غوغایی کرد

آن مرد که نام کوچکش اصغر بود

دوشنبه 17 دی‌ماه سال 1386 ساعت 13:12

روز محشر که میشه

روز محشر که می شه یکی میاد ندا می ده

خوب وبد جدا میشه هر کس و جایی، جا می ده

دوزخی ها به جهنم و بهشتی ها، بهشت

نوبت سینه زنا برات کربلا می ده

شور و عشق و حالمون فقط حسین فاطمه است

عشق بی زوالمون فقط حسین فاطمه است

یه سر موی حسین رو نمی دیم به عالمین

نامه اعمالمون فقط حسین فاطمه است

ما بهشت بی حسین رو نمی خوایم آی آدما

با بهشت کار نداریم بهشت باشه مال شما

ما حسینی مسلکیم و از حسین دم می زنیم

یا حسین می گیم و از بهشت می ریم کرببلا

من فقط از کربلا نور دو عینشو می خوام

خاک دلربای بین الحرمینشو می خوایم

پهلوون اسمی کرببلا عشق منه

من فقط گنبد عباس حسینشو می خوایم
یکشنبه 16 دی‌ماه سال 1386 ساعت 22:16

علی اصغر(ع)

با سلام با نزدیک شدن به ماه محرم از امروز سعی می کنم اشعاری را به مناسبت ماه  محرم در وبلاگ قرار دهم.
 

رباب هست و خروش و خسته حالی

به دامن اشک و جای طفل خالی

اگر گهواره را پس داده بودند

دلش خوش بود با طفل خیالی

یا حسین (ع)

شنبه 15 دی‌ماه سال 1386 ساعت 21:54

بزم حسین

دلا بزم حسین بن علی دعوت نمی خواهد

اگر خواهی بیا این آمدن منت نمی خواهد

به هنگام عزاداری ریا را دور کن از خود

که اینجا معرفت می خواهد و شهرت نمیخواهد

مگو اشک فلانی حقه بازی هست و نیرنگ است

فضولی تا به کی خاموش شو صحبت نمی خواهد

به زور و پول نتوان هیئتی ها را کنی تطمیع

حیا کن شرم کن بزم عزا قدرت نمی خواهد

هوسبازی مکن تهمت مزن بر عاشق صادق

اگر پاک است دامان کسی تهمت نمی خواهد

اگر خواهی که هیئت را کنی بازیچه دستت

حسین از مردمان بی خرد بیعت نمی خواهد

به کنج خانه خوشزاد است و ذکر یا حسین زیرا

که نوکر نوکر است و مجلس و هیئت نمی خواهد

شنبه 15 دی‌ماه سال 1386 ساعت 01:17

یا علی

با عشق علی(ع) عقل وشعورم بدهند

بانام علی(ع) ز پل عبورم بدهند

چون شیعه مرتضی علی(ع) هستم من

در سفره فاطمه (س) حضورم بدهند

پنج‌شنبه 13 دی‌ماه سال 1386 ساعت 20:43

یا امام رضا

محبوب رضاست هر که دل ریش تر است

از کعبه صفای این حرم بیشتر است

اینجاست طبیبی که ندارد نوبت

هر دل که شکسته تر بود پیش تر است.

<< 1 ... 26 27 28 29 30 >>