X
تبلیغات
رایتل

آموزش مداحی - جلسه مذهبی فرهنگی انصار الرضا (ع) مشهد مقدس

اشعار مداحی- آموزش مداحی و مباحث فرهنگی سیاسی و اجتماعی

پنج‌شنبه 1 بهمن‌ماه سال 1388 ساعت 13:40

اشعار روزهای اسارت اهل بیت امام حسین در شام بلا

مردم که روی ماه تو بر هم نشان دهند

چون خیر مقدم است که بر میهمان دهند

زخمی بود که بر تن مجروح من رسد

با هر اشاره ای که سرت را نشان دهند

ای سر چنین که بر سر نی جلوه گر شدی

ترسم که کودکان تو از غصه جان دهند

ای میر کاروان خبری هم ز ما بگیر

بنگر چه رنج ها که بر این کاروان دهند

ما را برند بر سر بازار روزها

شب ها به کنج خلوت زندان مکان دهند

بیم گنه مدار موید که روز حشر

بر دوستان فاطمه خط امان دهند

 سید رضا موید خراسانی

منبع : شیعتی

سه‌شنبه 29 دی‌ماه سال 1388 ساعت 18:37

شعری در مورد امام زمان (عج)

ای تیر نگاهت به دل زار کجایی

ای روی گلت شمع شب تار کجایی

آرام و قرار دل بی تاب و شکیبم

آرام وقرار دل بیمار کجایی

گویم به که مانی که خلایق بشناسند

در مشکل من فاطمه رخسار کجایی

هر جا که تو هستی دل حسرت زده انجاست

خود گو به من خسته گو ای یار کجایی

 

شنبه 26 دی‌ماه سال 1388 ساعت 22:50

شعری زیبا برای سینه زنی در مجالس امام حسین (ع)

روز محشر که میشه یکی میاد ندا میده

بد وخوب جدا میشه هر کس رو جایی جا می ده

دوزخی ها به جهنم و بهشتی ها بهشت

نوبت سینه زنها برات کربلا میده

شور و عشق و حالمون فقط حسین فاطمه (س)است

عشق بی زوالمون فقط حسین فاطمه است

یه سر موی حسین رو نمی دیم به عالمین

نامه اعمالمون فقط حسین فاطمه است

ما بهشت بی حسین رو نمی خوایم آی آدما

با بهشت کار نداریم بهشت باشه مال شما

ما حسینی مسلکیم و از حسین دم میزنیم

یا حسین میگیم و از بهشت می ریم کرببلا

من فقط از کربلا نور دو عینشو میخوام

خاک دلربای بین الحرمینش رو میخوام

پهلوون اسمی کرببلا عشق منه

من فقط گنبد عباس حسینشو میخوام

شاعر: ؟؟؟
پنج‌شنبه 24 دی‌ماه سال 1388 ساعت 19:28

شعری در مورد شهدا به همراه فایل سبک شعر * منبع :در نواحی نوحه*

السلام علیکم یا انصار اباعبدالله الحسین علیه السلام

 

دل خسته‌م جا مونده از قافلة مسافرای حرم
عمریه که تو قفس دلتنگی‌ها اسیره بال و پرم

هر روز غروب میام، با کوله بار غصه و غم

تا دست لطفشو، بکشه آقا روی دلم

 

با دلی پر امید اومدم از نگاه لطف تو حاجت بگیرم

از کرامت چشمای تو تذکرة سرخ شهادت بگیرم

 

اونکه شیدای شهادت نیست بجز قلبی غرق آه نداره
هرکسی داره هراس از سردادن به کربلا راه نداره

 

آقام آقام یابن زهرا یابن زهرا یا سید الشهدا

 

--------------------------------

 

شما رفتید و سهمم از فراقتون خسته حالیه هنوز

توی خط مقدم معرکه ها جاتون خالیه هنوز

آروم نمی‌گرفت ، طوفان نگاتون به خدا

درس رشادته ، دلاوری‌هاتون به خدا

 

چه عاشقونه جون می‌دادید تا دل آقاتونو ماتم نگیره

لاله لاله پرپر می‌شدید تا باغ چشماش بغض شبنم نگیره

 

خدا اون روزو نیاره که با کوهِ غمها بمونه آقا
کربلائی ها نباشید و تو کوفه تنها بمونه آقا

آقام آقام یابن زهرا یابن زهرا یا سید الشهدا

 

عزت و سربلندی مون در گرو اطاعت از ولیه
آقایی که به روی دوشش علم ولایت علیه

در اهتزازه باز ، پرچمای خونرنگِ حسین

از لطف نهضتِ ، عاشورایی ماه خمین

 

ایشالا با اون دستایی که داره نشون از علمدار علقمه

پرچم و می‌ده رهبر آزادة ما دست عزیز فاطمه

 

تا نفس داریم تو سینه دم می‌گیریم خونی که در رگ ماست
هدیة ناقابل ما سینه زنها به سید الشهداست

آقام آقام یابن زهرا یابن زهرا یا سید الشهدا

 

--------------------------------

 

غروب جمعه محراب جمکرونت پناه اشکامونه

اشک چشمام برای تو عریضه غربتمو می‌خونه

 

آقا ببین کسی ، ندبه هامو باور نداره

اصلاً همه می‌گن ، شیعة تو یاور نداره

 

اما می‌دونم که یه روزی از این روزا با بیرق سرخ حسین

می‌رسی و با ذوالفقارت محشری بر پا می‌شه بین الحرمین

 

زمونه چشم انتظارِ لحظه‌های رجعت خون خداست
دل عالم در تب و تابِ طلوع خورشید کرب و بلاست

آقام آقام یابن زهرا یابن زهرا یا سید الشهدا

 

سبک سرود پایانی

 

لینک همخوانی همین سرود در محضر رهبر معظم انقلاب

شنبه 19 دی‌ماه سال 1388 ساعت 22:23

شعری در فراق یار مهربان مولانا صاحب الزمان

در اضطراب چه شب‌ها که صبح شان گم شد
چـه روزهـا کــــه گـرفـتـــــار روز هـفــــتـم شد

چه قدر هفته پر از شنبه شد، به جمعه رسید
و جـمـعــــه روز تـفــــرّج بـــــرای مـــــردم شـد! 

چه قــدر شنبـه و یـک شنبـه و دوشنـبه رسید
ولی همـیشه و هـر هـفـتـه جـمـعـه ‌هـا گم شد 

چه هفته‌ها که رسید و چه هفته‌ها که گذشت
شمـارشی کــه خلاصـه بـه چـنـد و چـنـدم شد 

و هـفـتـه‌ای که فـقـط ریـشه در گذشتن داشت
بـرای شعـله کـشیـدن بـه خـویـش هـیـزم شد

نـه شنـبـه و نـه بـه جـمـعـه، نـه هیـچ روز دگر
در انتــظار تـو قـلـبـی پـــر از تـلاطـــــم شد !؟ 

کـــدام جــمـعـه‌ مـــوعـــود می‌زنـی لـبـخـنـد
بـه این جـهـان کـه پـر از قـحطی تبسم شد؟

بــرای آمــدنـت جـــمــعــه‌ای مـعـــیــن کـــن
کـه هـفتـه‌ها همـه‌شـان خـالی از تـرنـم شد

منبع : وبلاگ اشعار مذهبی

چهارشنبه 16 دی‌ماه سال 1388 ساعت 23:20

شعر زمزمه زیبا به مناسبت شهادت حضرت رقیه + سبک

تو چشمای بارونی               امشب شده مهمونی

       قصه می گه واسه باباش یه دختر زندونی

داره می گه از خاطرات کوفه و شام

                                           داره می گه از روضه های سنگ از بام

از اون شبی که گم شدش توی بیابون

                                            از تازیانه از صدای وقت دشنام

بابا نبودی دامنم آتش گرفت

                                      گلهای سرخ پیرهنم آتش گرفت

از سوزش گلبوسه های تازیان

                                     بابا کبودی تنم آتش گرفت

نبودی تو هر کجا منو زدند

                                  تو شهر و تو کوچه ها منو زدند

خلاصه برات بگم تو رفتی و  

                                  تو هر کجا گفتم بابا منو زدند بابایی

                         بابا بابا بابا بابا جان

                        ************

درد و بلات به جونم                  بابای مهربونم

    سنگم بیاد جایی نمی رم پیش تو می مونم

بعد از تو در دست غم و غصه اسیرم

                                                          داغ تو غمهای عمه کرده پیرم

تو که می دونی دخترا بابایی هستند

                                                  بابا نگفتی تو می ری و من می میرم

لیلا کیه تا که بشه مجنون تو

                                                 بابا خودم می شم بلا گردون تو

اول بزار خاکسترا رو پاک کنم

                                               از لابه لای گیسوی پر خون تو

بابایی چرا لبات خونی شده

                                        بمیرم چرا موهات خونی شده

بمیرم رو ابروهات خورده ترک

                                         بابایی چرا چشات خونی شده بابایی

                         بابا بابا بابا بابا بابا جان 

دانلود سبک زمزمه

منبع : کتاب نوحه انتشارات آرام دل


                                     


جمعه 11 دی‌ماه سال 1388 ساعت 19:45

شعری زیبا به زبان ساده برای حضرت رقیه(س)

 

دختر شاه مدینه کنج ویرونه نشسته

رمقی به تن نداره شده از زندگی خسته

صورتش خونی­وخاکی تنش ازجفا سیاهه

سر گذاشته روی دیوار گمونم که چشم براهه

نمی دونم طفل خسته چه مصیبتها کشیده

رنگ به صورتش نداره قد وقامتش  خمیده

بانویی پیشش نشسته بی شکیب و بی قراره

داره آهسته و آروم از پاهاش خار در میاره

صداش از گریه گرفته چشاش تار و بی فروزه

با اشاره میگه عمه کف پام داره می سوزه

چرا پس بابا نیومد تو که گفتی توی راهه

گمونم دوستم نداره آره بخت من سیاهه

تا که اومد بابا پیشم منو می ذاره رو سینه

دست میذارم روی گوشم زخممو بابا نبینه

حرفامو می گم به بابا غم و غصه هام زیادن

بچه های شهر شامی منو  بازی نمی دادن

بگو عمه بگو عمه چرا بابا رو زمینه

دستامو بزار تو دستاش چشمام تاره نمی بینه

حالا تو بگو بابا جون چرا لبهات غرق خونه

بمیرم رو صورت تو جای چوب خیزرونه

با خودت ببر از این جا دخترت طاقت نداره

می ترسم اگر بمونم بکشن منو دوباره

 

جمعه 11 دی‌ماه سال 1388 ساعت 18:52

شعر شهادت حضرت رقیه از سازگار (درد دل با سر بریده پدر)

دخترم بر تو مگر غیر از خرابه جا نبود
گوشه ویرانه جای بلبل زهرا نبود

جان بابا خوب شد بر ما یتیمان سر زدی
هیچ‌کس در گوشه ویران به یاد ما نبود

دخترم روزی که من در خیمه بوسیدم تو را
ابر سیلی روی خورشید رخت پیدا نبود

جان بابا، هر کجا نام تو را بردم به لب
پاسخم جز کعب نی ،جز سیلی اعدا نبود

دخترم وقتی که دشمن زد تو را زینب چه گفت
عمه آیا در کنارت بود بابا ،یا نبود

جان بابا، هم مرا ،هم عمه ام را می‌زدند
ذره‌ای رحم و مروت در دل آنها نبود

دخترم وقتی عدو می‌زد تو را برگو مگر
حضرت سجاد زین‌العابدین آنجا نبود

جان بابا بود، اما دستهایش بسته بود
کس به جز زنجیر خونین، یار آن مولا نبود

دخترم آن شب که در صحرا فتادی از نفس
مادرم زهرا (س) مگر با تو در آن صحرا نبود

جان بابا من دویدم زجر هم می‌زد مرا
آن ستمگر شرمش از پیغمبر و زهرا نبود

دخترم من از فراز نی نگاهم با تو بود
تو چرا چشمت به نوک نیزه اعدا نبود

جان بابا ابر سیلی دیده‌ام را بسته بود
ورنه از تو لحظه‌ای غافل دلم بابا نبود

دخترم شورها بر شعر ?میثم? داده‌ایم
ورنه در آوای او فریاد عاشورا نبود

جان بابا دست آن افتاده را خواهم گرفت
ز آن که او جز ذاکر و مرثیه خوان ما نبود

شاعر:حاج غلامرضا سازگار (میثم)

پنج‌شنبه 10 دی‌ماه سال 1388 ساعت 00:49

دانلود مداحی محرم ۸۷ از سید مجید بنی فاطمه با کیفیت مطلوب

مداحی های زیر را می توانید از لینک های ذیل دانلود کنید .

کیفیت هر فایل ۴۸ کیلو بایت در ثانیه است.

این مداحی ها توسط سید مجید بنی فاطمه در محرم سال ۸۷ اجرا شده است که در خدمت شما دوست داران حسینی قرار می گیرد.

روز و شب سئوال قلبم شده بود جاده ای که میره تا خدا کجاست؟

تا همیشه ممی مونم زیر سایه علم خدا وکیلی دلم تنگه برای حرم

اشکامو پاک می کنم تا تو نا امید نشی

ماه و خورشید دریا و ساحل ابر و بارون از بین خیمه ها پر کشیدن به سمت میدون

چی می گذره تو دل من فقط خدا می دونه عمو دیگه تنها شده این منو می سوزونه

راه رو وا کنید داره میاد عبدالله تا که جون بده تو دامن ثارالله

دل تموم عاشقای خسته تنگه امشب

می سوزه دلم از غم کربلای ارباب

نگاه سرد خواهر عاشقونه تر از همیشه

قرار قلب من اذان بگو موذن حرم اذان بگو تمام حاصلم اذان بگو

می کند در خاک قتلگه به خون بازی حسین یا حسین

بازم محرم اومد و لباس ماتم بیارید  تکیه ها رو به پا کنید علم با پرچم بیارید

شنبه 5 دی‌ماه سال 1388 ساعت 17:18

یک شعر سینه زنی واحد

من غم مهر حسین با شیر از مادر گرفتم

روز اول کامدم دستور تا آخر گرفتم

بر مشام جان زدم یک قطره از عطر حسینی

سبقت از مشک و گلاب و نافه و عنبر گرفتم

عالم ذر ذره ای از خاک پای حضرتش

از برای افتخار از حضرت داور گرفتم

بر در دروازۀ ساعات یک ساعت نشستم

تا سراغ حضرتش از زینب مضطر گرفتم

زینبی دیدم چه زینب کاش مداحش بمیرد

من ز آه آتشینش پای تا سر در گرفتم

سر شکسته دل پر از خون دیده خون آلود اما

حالتی دیدم که بر خود حالتی دیگر گرفتم

ام لیلا رعشه بر اندام دیدم اوفتاده

گفت من این رعشه از داغ علی اکبر گرفتم

نا گه از بالای نی فرمود شاه تشنه کامان

سر براه دوست دادم زندگی از سر گرفتم

اکبرم کشتند و عون و جعفر وعباس و قاسم

تا خودم از تشنگی اب از دم خنجر گرفتم

گفت ساعی زین مصیبت  از دردربار جانان

حظّ ازادی برای اکبر و اصغر گرفتم

شعر از مرحوم حاج مرشد چلویی

<< 1 ... 4 5 6 7 8 ... 30 >>