X
تبلیغات
رایتل

آموزش مداحی - جلسه مذهبی فرهنگی انصار الرضا (ع) مشهد مقدس

اشعار مداحی- آموزش مداحی و مباحث فرهنگی سیاسی و اجتماعی

شنبه 24 اسفند‌ماه سال 1387 ساعت 20:58

شعری از حاج غلامرضا سازگار (میثم) در مدح امام صادق

ای روح صداقت از دم تو
ای گوهر علم از یم تو
زیبندة توست نام صادق
الحق که تویی امام صادق
بر هر سخنت ارادت علم
در هر نفست ولادت علم
میلاد تو ای ولیّ سرمد
شد روز ولادت محمد
در هفدهم ربیع­الاول
شد نور تو بر زمین محوّل
از صبح ازل امام علمی
تا شام ابد تمام علمی
دانش ز دم تو راست قامت
استاد علوم تا قیامت
قرآن به دم تو خو گرفته
ایمان ز تو آبرو گرفته
با نطق تو زنده تا قیامت
توحید و نبوت و امامت
ای در دهنت زبان قرآن
قرآن همه جان، تو جان قرآن
روید چو به بوستان شقایق
از لعل لبت دُر حقایق
وصف تو هماره بر لب ماست
راه و روش تو مکتب ماست
 
با تو همه جا مدینة ماست
این گفت تو نقش سینة ماست:
"هرکه شمرد سبک صلاتش
فردا نبود ره نجاتش"
دور است ز خط طاعت ما
بر او نرسد شفاعت ما
تو مخزن علم کبریایی
تو وارث ختم الا­نبیایی
حق را نفس تو نوشخند است
قرآن به دمت نیازمند است
قرآن که دُر کلام سفته
با نطق تو حرف خویش گفته
هر آیه که جبرئیل آرد
بی­نطق شما زبان ندارد
او راه و شما چراغ راهید
ناگفته و گفته را گواهید
 
تو بر تن پاک علم، جانی
استاد مفضّل و ابانی
دانشگه نور حق، پیامت
صدها چو زراره و هشامت
دارند جهانیان بصیرت
از مؤمن طاق و بوبصیرت
ای زندگیم هدایت تو
دین و دل من ولایت تو
مهر تو همه عقیدة من
مشی تو مرام و ایدة من
روزی که گِل مرا سرشتند
بر لوح دلم خطی نوشتند
این خط نوشته را بخوانید
من جعفریم همه بدانید
دلباخته­ای ز اهل بیتم
خاک ره عبدی و کُمیتم
 
فریاد دوازده امامم
نور است به هر دلی کلامم
باشد که به خاک پای میثم
"میثم" بشود فدای میثم
منبع : سایت مدایح
سه‌شنبه 20 اسفند‌ماه سال 1387 ساعت 17:39

اشعار ولادت وسرودهای مولودی امام صادق (ع)

قطعه و مفرد


چراغان
ای خدا امشب چراغان کرده ام این سینه را
تا که دلدارم امام صادق آن جا پا نهد

 

رباعی و دوبیتی


مکتب
سینه امشب به زمزمه آمد
لطف یزدان سوی همه آمد
صاحب مکتب تشیّع ما
صادق آل فاطمه آمد

بهار
دلدار برای دلِ قرار آورده
شادیم که از هزار هزار آورده
بر دست پدر دسته گلی در نجواست
انگار بهار ما بهار آورده

اشعار عروضی


نوش
دلا امشب سبو را پر ز می کن
حریم منزل و میخانه طی کن
به حق امشب که حق من را ندا داد
تو را نرخی فزون‌تر از طلا داد
خم از ابرویمان یکباره وا کرد
میان میکده ما را رها کرد
به جان تشنه‌ام  آب سبو داد
مرا با ساقی و میخانه خو داد
درون سینه‌ام مِهری نهان کرد
که وصف حال او کی می‌توان کرد
بگفتا آید از این در نگاری
که دارد عاشقان بی‌شماری
کنون ساقی و من بر یک قراریم
خمارِ مقدمِ سبزِ نگاریم
درون میکده هر کس به دستی
قدح را پر نموده بهرِ مستی
ولی ناگه تمام هستی آمد
کمالِ لحظه‌های مستی آمد
پیاله دست من، دستش سبویی
نسیمِ عاشقی آمد چه بویی
خدایا آن که گفتی رخ عیان کرد
تمام غصه‌هایم را نهان کرد
خدایا آن که گفتی برده هوشم
فقط از دست او باده بنوشم
چرا که پیر میخانه فقط اوست
شراب عشق و پیمانه فقط اوست
قلندرگونه باید رو به او کرد
برای دیدنش صدها وضو کرد
همه، عالم شده دیوانه‌ی او
منم مستِ میِ میخانه‌‌ی او
دگر می از کفِ ساقی نگیرم
سراغی از میِ باقی نگیرم
چرا؟ چون نوش کردم با حقایق
تمامِ عمر از صهبای صادق

شقایق
شبِ میلادِ و بر برگِ شقایق
نوشته نام زیبای تو صادق
رئیس مذهب پاکِ تشیّع
تو بر دل آشنا کردی حقایق
در آن گمراهیِ سختِ زمانه
ز تو تفسیر شد قرآن ناطق
اگر اکنون علی را دوست داریم
همه از زحمتت گردیده لایق
به هر بزم سؤالِ فقه و علمی
ز پاسخ‌های خود گشتی تو فائق
اگر ای پاسدار دین نبودی
کجا بود این همه عشق و علایق
بدان تا حشر ای شیخ الائمه
بوَد مدیون درسِ تو خلایق

 

اشعار نو


در حال آماده سازی ...
 

ذکر و سرود


عشق
شبِ میلادِ تو مولا، شبِ عشقِ و شورِ یاره
عاشقِ شیعه در این شب به کسی کاری نداره
فقط از تو ـ می‌گه مولا ـ همه‌ی کارش همینه
می‌خواد امشب ـ واسه یک بار ـ ببری اون و مدینه
یا امام صادق ـ مولا امام صادق (2)
کمی از صدق و صفات و، به دل ما گر بریزی
تو که دنیای کمالی، کم نمی شه از تو چیزی
می‌خوام امشب ـ تا بتونم ـ شیعه‌ی عشقِ تو بمونم
آخه آقا ـ تا جوونم ـ می‌خوام نامت رو بخونم
یا امام صادق ـ مولا امام صادق (2)

ستاره
آینه وشمعدون، گل و گلاب دون، هر ملکی داره می‌یاره
ساغر و جامی، شهد و شرابی، هر کدومش دستِ ستاره
نوشته رو برگِ گلِ شقایق
خوش آمدی خوش آمدی یا صادق
هدیه‌ ای از آسمونه
مادر تو چشماش می‌خونه
از لحظه‌ای که اومده
امامِ باقر خندونه
یا سیدی یا سیدی امام صادق مددی (2)
هر کی نظر بر، روی مهش کرد، کارِ دلش سوز و گدازه
همه می‌دونه، امام صادق، مکتب شیعه رو می‌سازه
یه روز می‌آد سختی‌ می‌شه چه آسون
با همّتش شیعه می‌شه فراوون
عالمی گشته مستِ تو
قربون بود و هستِ تو
بینانگذارِ مذهبم
فدای نازِ شصتِ تو
یا سیدی یا سیدی امام صادق مددی (2)

 

شور و بحر طویل


مولا امام صادق (4)
دلم می‌خواست که امشب و مدینه مهمونت بودم
کنارِ قبرِ خاکی‌ات، خودم غزل خونت بودم
دلم می‌خواست با اشک چشم برات چراغونی کنم
مثلِ همین لحظه آقا برا تو مجنونی کنم
کاشکی بیای امشب رو به حال من نظر کنی
یه شب ز کوچه‌ی دلم یه لحظه‌ای گذر کنی
یه امضاء روی این دلِ میون این سینه بدی
با خنده‌های دلربات جوازِ مدینه بدی

 

منبع: وبلاگ حسن فطرس