X
تبلیغات
رایتل

آموزش مداحی - جلسه مذهبی فرهنگی انصار الرضا (ع) مشهد مقدس

اشعار مداحی- آموزش مداحی و مباحث فرهنگی سیاسی و اجتماعی

سه‌شنبه 12 بهمن‌ماه سال 1389 ساعت 12:16

شعر سینه زنی شهادت امام حسن به همراه سبک شعر

ماه شمع خاک آقاست
وای بازم آقام تنهاست
اشک چشم شیعه - بارون بقیعه
آقا شدم دوباره بی قرار تو
دلم می خواد بیام کنار تو
چه سوت و کوره این مزار تو

 کریم و سفره دار طاهایی
همیشه تو غریب و تنهایی
غریب مادر حسن(4)


ادامه مطلب
جمعه 2 اسفند‌ماه سال 1387 ساعت 19:58

زآن طشت پر ز اشک خون در مقابلش (شعر شهادت کریم اهل بیت)

زآن طشت پر ز اشک خون در مقابلش

پیدا بود که زهر چه کرده است با دلش

مظلوم چون على و به مظلومیش گواه

 آنخانه نبى که بود در مقابلش

او حاصل نبوّت و بیداد دشمنان

 از آب شعله خیز، شرر زد به حاصلش

عمر حسن ز عمر على سخت تر گذشت

 تا آن که مرگ آمد و حل کرد مشکلش

از ورطه اى که بود کران تا کران ملال

 موجى زد و رساند، شهادت به ساحلش

هر مرد راست محرم دل همسرش، ولى

 غربت ببین که همسر او گشته قاتلش

از زهر، پاره پاره و از صبر، ریزریز

 قرآن برگ شهادت بود دلش

چشمش به لطف اوست «مؤیّد» که دم زند

 گاه از مصائب وى و گاه از فضایلش 

منبع: وبلاگ انصارالحسین(ع)

 

 

چهارشنبه 15 اسفند‌ماه سال 1386 ساعت 16:30

مرثیه امام مجتبی (ع)

مهرت به کائنات برابر نمی شود

داغی ز ماتم تو فزونتر نمی شود

از داغ جانگداز تو ای گوهر وجود

سنگ است هر دلی که مکدر نمی شود

ظلمی که بر تو رفت ز بیداد اهل ظلم

بر صفحه خیال مصور نمی شود

تنها جنازه تو شد آماج تیر کین

یک ره شد این جنایت و دیگر نمی شود

بی بهره از فروغ ولایت تو یا حسن

مشمول این حدیث پیمبر نمی شود

فرمود دیده­ای که کند گریه بر حسن

آن دیده کور وارد محشر نمی شود

دارم امید بوسه قبر تو در بقیع

اما چه می­توان که میسر نمی­شود

با این ستم که بر تو و بر مدفنت رسید

ویران چرا بنای ستمگر نمی­شود

آن را چه دوستی است «موید » که دیده اش

از خون دل ز داغ حسن­ تر نمی­شود

چهارشنبه 15 اسفند‌ماه سال 1386 ساعت 16:29

نوحه سینه زنی امام حسن (ع)

من امام مجتبى ریحانه پیغمبرم
     از چراغ انجمن در انجمن تنها ترم
من غریب خانه ام     در وطن بی گانه ام
    واشهیدا واحسن

درسنین کودکی زهرا برایم گریه کرد
     از غریبی ماهی دریا برایم گریه کرد
تاقیامت تربتم         شد گواه غربتم
    واشهیدا واحسن

بود خالی جای بابایم امیر المؤمنین     
    پیش چشمم مادرم در کوچه شد نقش زمین
پاره شد آنجا دلم     گشته ثانی قاتلم
    واشهیدا واحسن

طعنه و زخم زبان و زهر بی تابم نکرد
     قصه ای مانند داغ فاطمة آبم نکرد
می رود روح ازتنم     بامغیره دیدنم
    واشهیدا واحسن

من که عمری عزت اسلام ودینم گفته اند
     دشمنانم یا مذل المؤمنینم گفته اند
شد غذا خون دلم     گشته یارم قاتلم
    واشهیدا واحسن

از غم بی یاریم خون بر دل یاران شده
    جسم از گل بهترم باتیری گلباران شده
تا قیامت صبر من     شد عیان ازقبر من
    واشهیدا واحسن

دوشنبه 13 اسفند‌ماه سال 1386 ساعت 23:32

شعر مصیبت امام حسن (ع)

آرزوی زینبه با هزار غم و محن

که تو روز تشییع بشه بدن امام حسن

ای خدا تو مدینه غصه بی اندازه شد

بین اشک و آه بدن تشییع جنازه شد

عده ای مغیره خو تا که از راه اومدند

به جا آوردن گل، بدن رو با تیر زدن

از کفن خون می چکید قاسمش نگاه  می کرد

با چشمای پر ز خون عمو رو نگاه می کرد

جای شکرش باقیه زینب علی ندید

همه ماجرا رو گوشه خونه شنید

اما توی کربلا هر چی که شنیده بود

دید میون قتلگاه هر چی که ندیده بود

یکی با خنجر کین یکی شمشیر می زنه

یکی با نیزه و سنگ یکی با تیر می زنه