X
تبلیغات
رایتل

آموزش مداحی - جلسه مذهبی فرهنگی انصار الرضا (ع) مشهد مقدس

اشعار مداحی- آموزش مداحی و مباحث فرهنگی سیاسی و اجتماعی

جمعه 21 اسفند‌ماه سال 1388 ساعت 22:20

چند تا شعر در مورد مراسم عروسی

خواندن توی مراسم عروسی نوعی تخصص می خواد چون هم باید در چهارچوب ادب اشعار و نکات طنز رو بیان کرد و هم این که طوری برنامه رو اجرا کرد که ملت توی عروسی یاد بدهکاری هاشون نیفتند . پس عزیزان مداحی نهایت ظرافت رو به خرج بدن که در مراسم عروسی که اغلب برای قشر مذهبی جامعه هم مرسومه صحنه مجلس عروسی رو به مجلس ترحیم مبدل نسازن.

ان شالله در آینده در این زمینه مطالب بیشتری رو خواهم گذاشت

«برکات»


این محفل شادی که سراسر برکات است
بر پایه‌ی پیوند گل و شاخه نبات است
در دین مسلمانی و در سنّت احمد
ذکر شب دامادی شیعه صلوات است

 

«بوسه»

احضار دادماد ـ پدر داماد ـ پدر عروس


آقا داماد بباید به ادب تن بزند
دل مستانه‌ی خود را به دو گلشن بزند
آقا داماد به لطف و ادب و عشق خودش
بوسه‌ای بر گل رخسار پدر زن بزند
* * *
آقا داماد نباید که دگر غُر بزند
بار ماشین دو جیبش رو دگر پُر بزند
آقا داماد کنون ساده دل و بی پروا
بوسه بر دست پدر بهرِ تشکر بزند
* * *
پدران هر دو به میخانه‌ی دل سر بزنید
هر دو مدهوش ز جامِ می و ساغر بزنید
خواهشی می‌کنم از هر دو ببخشید مرا
بوسه بر صورت داماد چو گوهر بزنید
* * *
آقا داماد مرو صبر نما، دم بزنیم
خط سرخی به وجودِ غم و ماتم بزنیم
مگه مداح ندارد دل اگر او خواهد
بوسه‌ای بهر محبت به لبِ هر بزنیم


«
شاه پسران»


امشب شب دامادی شاه پسران است
داماد زبان بسته هنوز تازه جوان است
امشب شب دامادی این مردِ جوان است
گر صورت او شاد ولی دل نگران است
فردا که رود در صف اجناس کوپینی
آن وقت ببین عاقبت کار عیان است
گوید پدرش بر پسر شاخ نباتش
از قدرت زن گوید و او شیر ژیان است
از خرج خرید و گل و آذین و طلاجات
داماد شده سرخ چه انگشت به دهان است
داماد که رفتی تو به بازار و به پاساژ
زود باش بگو قیمت اجناس گران است
امشب گل ما گر شده خاموش ز صحبت
حرفی نزند در پی یک قفل زبان است

 

«شیر جوان»


شب دامادی یک شیر جوان می‌خواندم
نا نگه بر رخ او کردم و بر جا ماندم
دیدم آخر پسری شاد به تخت عشق است
همه تبریک به او، این شب بختِ عشق است
بوی عطرش همه جا را که معطر می‌کرد
عقل و هوش از سر هر آمده‌ای در می‌کرد
آن پسر خنده به خنده ز لبش جاری بود
هر نگاهش ثمرِ محفل دلداری بود
گونه‌اش سرخ، گل از گل بشکفته دهنش
مرغ عشقی شده بود و همه هستی چمنش
القضا تا که گذشت از خوشی‌اش یک روزی
گشت وقت چک و پاس و وصول و واریزی
دیدمش پشت در بانک به خود می‌گوید
الفرارى دست طلبکار تو را می‌جوید

 

«شب عشق»


شب عروسی یک شبِ عشقه
کار دوماد تاب و تبِ عشقه
همره دوماد تازه عروسش
زیر پاهاشون مرکبِ عشقه
* * *
آقا داماد چشمانِ تو روشن
داری تو سینه صد گل و گلشن
محفل ما را باغ و بهاری
رخت دامادی کرده‌ای بر تن
* * *
آسمان امشب مستِ نگاته
مدد حق همیشه باهاته
کرده‌ای احیا رسم پیمبر
همیشه حیدر پشت و پناه

 

«خرج»


بادا مبارک جشن عروسی(3)
درسته که خرج عروسی سختی داره
ولی بدان که آخرش خوشبختی داره
کی می‌گه که مجردی عالمی داره
کار دل مجردا همیشه زاره
* * *
همه جا شادی و شوره
بزم ما محفل نوره
قلب مهمان دو فامیل
همگی غرقِ سروره
* * *
اگر امشب آقا دوماد
می‌بینی گردیده دلشاد
برو فردا هم ببینش
از گرونی می‌زنه داد
* * *
واسه چی طلا خریدی
مگه قیمت و ندیدی
میون پاساژ و بازار
بالا و پایین پریدی

 

«شادی»


این همه شادی امشب مبارک باد
جشن دامادی امشب مبارک باد
* * *
مرحبا داماد از ناز شصتِ تو
آمده امشب دنیا به دستِ تو
قلبِ هر عاشق ای مهربان داماد
می‌کند ویران چشمانِ مستِ تو
* * *
گل و بلبل شده دیوانه‌ی تو
کوی و برزن شده گلخانه‌ی تو
دل تو می‌شود امشب صدف گون
همسرت می‌شود دردانه‌ی تو
* * *
با بزرگان بشین تا که بدانی
به راه زندگی روزی نمانی
خرج این زندگی از بس گران است
عاقلان را بسی کرده روانی

 

«ساغر»


آقا داماد مبارک (2)
داماد پر نموده امشب ساغر خود
باشد بر دل او عشق دلبر خود
داماد بهر تقدیم رفته گل خریده
از ترسِ مخارج شب از خواب پریده
* * *
داماد غرقِ نوره در قلبش سروره
در شهرِ تجرّد کارِ او غروره
امشب روی قلبش با مستی نوشته
دنیایم از این پس دنیا نیست، بهشته
* * *
امشب بزم ما هم بزم عاشقان است
دامادِ عزیزی چشمش گلفشان است
این را خود بگویم نه از دیگران است
میوه و شیرینی بخورید که گران است

 

«طرب»


بادا مبارک جشن دامادی (2)
هر دلی مستِ طرب از گلِ رویت
عطر مستی می‌دهد سنبل مویت
مرحبا صد مرحبا ای آقا داماد
* * *
وا نما امشب گره از دو ابرویت
هر کجا پا می‌نهی خرج تو بسیار
می‌شوی از خرج خود عاقبت بیزار
وقتِ شادی آماده خنده کن جانا
چون که فردا می‌رسد می‌شوی بیمار
* * *
بخت خود وا کرده‌ای مرحبا داماد
عشق و حاشا کرده‌ای مرحبا داماد
در دیار زندگی با همه سختی
بین چه غوغا کرده‌ای مرحبا داماد

 

«شکر»


همه شاد و خندونند از گل رویت
چشم اهل بزم ما دم به دم سویت
شکر حق که عاقبت گشته‌ای دلشاد
حق شده پشت و پنات، مبارکت باد
دین تو کامل شده با چنین کاری
در تمام زندگی داری دلداری
زندگی صفا داره با یه همتایی
عمر بی لذت چیه؟ باشی تنهایی

«مرحبا»


مرحبا آقا داماد (2)
نوگلی شده داماد
خنده بر لبش دلشاد
می‌دهیم ندا بهرِ خوشبختی
خانه‌اش بُوَد آباد (2)
* * *
امشب از برای گل
نغمه می‌دهد بلبل
هر که می‌آید داخل مجلس
می‌دهد به داماد گل (2)
* * *
گشته‌ای ز غم آزاد
کرده ز دینت یاد
پیر و رسم حضرت رسول
وصلتت مبارک باد



«خرم»


دل ما شاد شده (2)
گلی داماد شده (3)
امشب این قلب ما خرم و دلشاد شده
پسری مهربان خانه‌اش آباد شده
از غم و غصه‌ی تنهایی آزاد شده
شمع جشن عروسی شه داماد شده
* * *
آقا داماد عزیز همه افراد تویی
آن که بر نام او قرعه بیفتاد تویی
آنکه از خرج و مخارج بزند داد تویی
دهدش پول به سلمانی و قناد تویی

 

شاعر : حسن فطرس

چهارشنبه 12 اسفند‌ماه سال 1388 ساعت 16:37

گپ و گفتی کوتاه و دوستانه با مداح با صفای اهل بیت (ع) سید مجید بنی فاطمه

با سلام

به دوستان عزیز قول داده بودم که مطالبی رو که در شب شهادت پیامبر اکرم (ص) و امام حسن مجتبی (ع) از سید مجید بنی فاطمه شنیدم براتون بازگو کنم .

بعد از مراسم وقتی سید مجید منتظر دوستانش بود که بیان و با هم به سمت محل اقامت حرکت کنن من ده دقیقه ای رو تونستم با این نوکر با صفای اهل بیت گفتگو کنم.

حال این مکالمه رو اگر دوست دارید دنبال کنید .

راهنما :(سید محسن من هستم و سید مجید هم که همه می شناسن).

سید محسن: سلام حاجی خدا قبول کنه.هر وقت صدای شما رو میشنوم اون زنگ صدای شما برای من بسیار دل نشین هست و علاقه زیادی به مداحی های شما دارم.

سید مجید : سلام سید جان خواهش می کنم لطف دارید هر وقت که استفاده بردید برای ما هم دعا کنید که ان شالله به حق جدمون عاقبت به خیر بشیم.

سید محسن : آقا سید من یه جمله از شما شنیدم سال ۸۵ توی دانشگاه آزاد میبد که دهه اول صفر اونجا مداحی می کردید یادمه که شب آخر مراسم بود و شما در روی لبه حوض حیات دانشگاه نشسته بودید و سخنران هم در حال سخنرانی  بود که ایشون مداحان رو مورد حمله قرار دادن و گفتن که مداح ها دین رو به انحراف کشیدن و کلی از مداحان انتقادات تند کردند و گفتند این ها میان وسط مجلس صدای سگ در میارن و از این جور حرفا....

یادمه که وقتی شما وارد مجلس شدید و میکروفن رو دست گرفتین گفتین که امشب می خواستم روضه حضرت زهرا بخونم ولی باید امشب روضه جای دیگه ای رو خوند و اشاره ای به مجلس یزید و اون دلقکی که اهل بیت رو مسخره می کرد داشتید و بعد از اون به اون شخص سخنران رو کردید و گفتید ما هر چی یاد گرفتیم از شما بزرگوارا بوده و درست نیست که حالا یه عده مداح بی سواد یه جملات زشتی رو به کار می برن یا حرکات زشتی رو انجام میدن به همه مداحان این مساله رو تعمیم بدین .

اصل کلام من اینه اون رو شما گفتید که استاد ما فرمود که هر کی [تو ی این وادی]استاد نداشته باشه هلاک میشه !! آیا میشه بفرمایید منظور از استاد استاد اخلاقه یا استاد مداحی یا چیز دیگه؟

سید مجید: ببینید استاد اخلاق رو که همه ما نیاز داریم و همه ما باید جلوی یه کسی سر فرود بیاریم و مکارم اخلاقی رو از اون شخص یاد بگیریم حتی شمایی هم که خوننده نیستین نیاز به استاد اخلاق دارین که راه رو به شما نشون بده ولی این کنار یه استاد دیگه هم باید باشه که اون استاد مداحی هست که به شما می گه که چه جرفی رو چه جایی بزنین چه مطالبی رو بگین چه مطالبی رو اصلا به زبون نیارین مثلا یکی میاد میگه

خدایا به موی زینب (س) !!!! 

بعد از این سید مجید  بلافاصله گفت : تو بیجا کردی مگه موی زینب رو کسی دیده .

از این لحن سید مجید خنده ام گرفت .

بعد از این من از سید مجید پرسیدم که شما معمولا با صدای زیر و خیلی وقتها با گام بالا مدت طولانی می خونید چه می کنید که صدای شما بعد از این همه داد زدن و با این تن صدا خوندن نمی گیره؟

سید مجید: ببینید چون تمرین زیاد بوده و خیلی توی این زمینه کار شده صدا نمی گیره و این که من بگم چطور صدا توی این گام بالا افت نمی کنه رو نمیشه توضیح داد باید کار کرد این کار یه چیزی نیست که بشه توضیح داد یه مهارت که با تمرین زیاد کسب میشه.

خب راستش رو بخواین بیش از این یادم نمیاد شاید هم برخی کلمات جابجا شده باشه ولی مضمون کلمات همینه وچکیده گفت و گوی بنده با حاج سید مجید بنی فاطمه تقریبا همین بود.

ولی یک نکته که به ذهنم رسید از یکی از مداح های قدیمی که ایشون شبیه خوانی هم می کرده و هنوز با وجود 75 سال سن مثل یه جوون 20 ساله چهچه می زنه این بود که ایشون می گفت اگر کسی بتونه صداش رو بندازه توی سرش خیلی بهتر و بیشتر می تونه بخونه بدون این که صداش زود خسته بشه اولش برام سخت بود که بفهمم صدا رو توی سر انداختن یعنی چی ولی کم کم قلق کار دستم اومد ولی با این وجود فکر می کنم هنوز هم باید بیشتر تمرین کرد تا بشه به اون درجه رسید که نیم ساعت گام بالا رو خوند و صدا رو با کیفیت بالا حفظ کرد.

این هم جزء همون درسهایی هست که نمیشه گفت باید خود شخص توی تمرینات متوالی کم کم این مهارت ها رو کسب کنه.

امیدوارم که از این مطلب عزیزان بیننده و خواننده سایت بتونن استفاده مفید رو ببرن.

دوشنبه 3 اسفند‌ماه سال 1388 ساعت 23:00

اشعار شهادت امام حسن عسکری (ع)

در دل آزادگان با شد ولای عسکری

جان هر آزاده ای گردد فدای عسکری

می ستیزد با ستمکاران وبا بیگانگان

آن که می باشد به عالم آشنای عسکری

ای که دست خود زنی بر دامن پر مهر او

سعی کن تا پا گذاری جای پای عسکری

بار الها قسمت وروزی ما کن از ازکرم

مرقد وصحن وسرای با صفای عسکری

بهر حفظ دین وقرآن شد شهید زهر کین

عالمی اندوهگین باشد برای عسکری

آسمان گرید زداغ جانگدازش ای دریغ

سرزمین سامرا شد کربلای عسکری

مادرش زهرای اطهر سوگواری می کند

هر کجا بر پا بود سوز و عزای عسکری

تسلیت گوید به نزد مهدی صاحب زمان

(حافظی)از ماتم محنت  فزای عسکری

شهادت امام حسن عسکری

سامرا اى شاهد شبهاى من

خوشه چین خرمن غمهاى من

مرغ دل از خاک تو پر مى‏کشد

جام کوچ سرخ را سر مى‏کشد

اینهمه غم که دلم را پر نمود

قامت خورشید را خم کرده بود

گاه رنجور از اسارت مى‏شدم

شاهد صدها جسارت مى‏شدم

گاه مى‏شد از جفاى ناکسان

مى‏شدم همخانه با درّندگان

مانده خورشید توانم در شفق

نیست در عُمق نگاه من رمق

چار ساله کودکم با چشم زار

مى‏کشد در سجده هایش انتظار

او پرا ز احساس درد بى کسى است

اشک چشم او پراز دلواپسى است

ساقى یک جرعه آب زمزم است

زخم تشنه بودنم را مرهم است

مثل من که خوانده‏ام او را به بر

فاطمه خوانده است او را پشت در

بر غریبى على مؤمن شده

شاهد جان دادن محسن شده

او کتاب پر ز درد فاطمه است

یوسف صحرا نوردِ فاطمه است

انتقام فاطمه در خشم اوست

ذوالفقار مرتضا در چشم اوست

او بود احیاگر قرآن و حج

شیعیان اَلصّبر مِفْتاحُ الْفَرَج

شد عزای باب مظلومت بیا یابن الحسن

جان به قربان تو ای صاحب عزا یابن الحسن

عسگری مسموم شد از زهر بیداد و ستم

کز غمش سوزد دل اهل ولا یا بن الحسن

در عزای عسگری آید زنای اهل دل

صد فغان همراه با شور ونوا یابن الحسن

آب شد شمع وجودش زاتش زهر ستم

خاک غم بر سر کنم زین ماجرا یابن الحسن

در جوانی رفت از دنیا امام عسگری

شد کویر دل از این غم شعله زا یابن الحسن

این مصیبت را زسوز سینه و با اشک وآه

تسلیت گوئیم امشب بر شما یابن الحسن

گاه از هجران جانسوز تو سوزم همچو شمع

گاه از فقدان آن نور هدی یابن الحسن

دست رد بر سینه ام امشب مزن زیرا که من

با محبان تو هستم آشنا یابن الحسن

عسکرى از دارفانى دیده بسته

گرد ماتم بر رخ مهدى نشسته

اى حسن جان ، اى حسن جان ، اى حسن جان

گشته سامرا دوباره وداى غم

بر پدر صاحب زمان بگرفته ماتم

اى حسن جان ، اى حسن جان ، اى حسن جان

عازم جنت شده با قلب سوزان

نزد زهرا و پیمبر گشته مهمان

اى حسن جان ، اى حسن جان ، اى حسن جان

او بدست معتصم گردیده مسموم

قلب پاک انورش را کرده مغموم

اى حسن جان ، اى حسن جان ، اى حسن جان

شستشو داده پسر جسم لطیفش

شد به سامرا مکان قبر شریفش

اى حسن جان ، اى حسن جان ، اى حسن جان

 

مى زند آتش به قلبم سوز داغ عسکرى

گیرد امشب اشک من هر دم سراغ عسکرى

شد به سن کودکى فرزند دلبندش یتیم

گشت دُرّ اشک مهدى چلچراغ عسکرى

در دل صحراى غم ها و به دشت سرخ عشق

لاله سان شد قلب ما خونین ز داغ عسکرى

بس که اندوه فراوان دید از جور خسان

شد لبالب از مى غم ها ایاغ عسکرى

با گلاب اشک و با سوز درون گوید سخن

«حافظى» آن بلبل خوش خوان باغ عسکرى

 

اى نخل ریاض علوى برگ و برت سوخت

از آتش بیداد ز پا تا به سرت سوخت

اى یازدهم اختر پر نور ولایت

خورشید ز هجر رخ همچون قمرت سوخت

اى پاره قلب نبى و زاده زهرا

از آتش زهر ستم و کین جگرت سوخت

از داغ جهان سوزِ تو در دشت محبّت

چون لاله سوزان دل مهدى پسرت سوخت

چون مشعل افروخته در سوگ و عزایت

اى واى دل مهدى نیکوسیرت سوخت

در فصل شباب از ستم و کینه دشمن

چون شمع شب افروز ز پا تا به سرت سوخت

اى جان جهان «حافظى» سوخته دل گفت

قلب همه از داغ دل پرشررت سوخت

امروز عسکرى ز جهان دیده بسته است

قلب جهان و قطب زمان، دل شکسته است

آن حجت خداى ز بیداد معتصم

پیوند زندگانیش از هم گسسته است

صاحب عزاست صاحب عصر، اندرین عزا

روحش به چارسالگى از کینه خسته است

بر چهره امام زمان، آن دُر یتیم

از باد ظلم گرد یتیمى نشسته است

در خانه اى که مرکز اندوه و ماتم است

دشمن کمر به غارت آن خانه بسته است

از لطف آن که ناز کند بَرد بر خلیل

صاحب زمان ز آتش بیداد رسته است

اندر بقیع و سامره و کربلا و طوس

گل های فاطمه بنگر دسته دسته است

 

اى آفتاب مهر تو روشنگر وجود

در پیشگاه حکم تو ذرات در سجود

اى میر عسکرى لقب اى فاطمى نسب

آن را که نیست مهر تو از زندگى چه سود

علمت محیط بر همه ذرات کاینات

فیضت نصیب، بر همه در غیب و در شهود

تاریخ تابناک حیاتت، گر اندک است

بر دفتر مفاخر اسلامیان فزود

عیسى دمى و پرتو رأى منیر تو

زنگار کفر از دل نصرانیان زدود

این افتخار گشته نصیبت که از شرف

در خانه تو مصلح کل دیده برگشود

اى قبله مراد که در برکة السّباع

شیران به پیش پاى تو آرند سر فرود

قربان دیده اى که به بزم تو فاش دید

جاى قدوم عیسى و موسى و شیث و هود

قرآن ناطقى تو و قرآن پاک را

الحق مفسّرى، ز تو شایسته تر نبود

دشمن بدین کلام ستاید ترا که نیست

در روزگار، چون تو به فضل و کمال و جود

شادى به نزد مردم غمدیده نارواست

جان ها فداى لعل لبت کاین سخن سرود

مدح شما، ز عهده مردم برون بود

اى خاندان پاک که یزدانتان ستود

از نعمت ولاى شما خاندان وحى

منّت نهاد بر همگان، خالق و دود

اى که خورشید فلک محو لقاى تو بود

ماه را روشنى از نور و ضیاى تو بود

توئى ان آینه حسن خداوند کریم

که عیان نور الهى ز لقاى تو بود

معدن جود و سخنائى تو که از فرط کرم

دو جهان ریزه خور خوان عطاى تو بود

ولى حق حسن العسکرى اى آنکه قضا

مجرى امر تو و بنده راى تو بود

حجت یازدهم نور خداى پور على

اى که ایجاد دو عالم ز براى تو بود

من کجا مدح و ثناى تو توانم گفتن

اى که قرآن همه در مدح و ثناى تو بود

نه همین جاى تو در سامره تنها باشد

که به دلهاى محبان تو جاى تو بود

بى ولاى تو عبادت ز کسى نیست قبول

شرط مقبولى طاعاتى ولاى تو بود

نسبت قامت سرو تو بطوبى ندهم

ز آنکه طوبى خجل از قد رساى تو بود

چه غم از تابش خورشید قیامت دارد

آنکه در روز جزا زیر لواى تو بود

همه شب قرب جوارت ز خدا مى طلبم

که مرا در سر شوریده هواى تو بود

در جوار تو ز حق خواهش جنت نکنم

جنت ما به خدا صحن و سراى تو بود

دیده گریان نشود روز جزا در محشر

هر که گریان به جهان بهر عزاى تو بود

تو ظهور پسر خویش طلب کن ز خدا

چونکه مقبول خداوند دعاى تو بود

تا ابد بر تو و اجداد گرام تو درود

غیر از این هر چه بگویم نه سزاى تو بود

چه به جز ذکر و ثناى تو بگوید (خسرو)

بهترین طاعت حق ذکر و ثناى تو بود

مى زند آتش به قلبم سوز داغ عسکرى

 گیرد امشب اشک من هر دم سراغ عسکرى

شد به سن کودکى فرزند دلبندش یتیم

 گشت دُرّ اشک مهدى چلچراغ عسکرى

در دل صحراى غم ها و به دشت سرخ عشق

 لاله سان شد قلب ما خونین ز داغ عسکرى

بس که اندوه فراوان دید از جور خسان

 شد لبالب از مى غم ها ایاغ عسکرى

با گلاب اشک و با سوز درون گوید سخن

 «حافظى» آن بلبل خوش خوان باغ عسکرى

اى آفتاب مهر تو روشنگر وجود

 در پیشگاه حکم تو ذرات در سجود

اى میر عسکرى لقب اى فاطمى نسب

 آن را که نیست مهر تو از زندگى چه سود

علمت محیط بر همه ذرات کاینات

فیضت نصیب، بر همه در غیب و در شهود

تاریخ تابناک حیاتت، گر اندک است

 بر دفتر مفاخر اسلامیان فزود

عیسى دمى و پرتو رأى منیر تو

 زنگار کفر از دل نصرانیان زدود

این افتخار گشته نصیبت که از شرف

در خانه تو مصلح کل دیده برگشود

اى قبله مراد که در برکة السّباع

 شیران به پیش پاى تو آرند سر فرود

قربان دیده اى که به بزم تو فاش دید

 جاى قدوم عیسى و موسى و شیث و هود

قرآن ناطقى تو و قرآن پاک را

 الحق مفسّرى، ز تو شایسته تر نبود

دشمن بدین کلام ستاید ترا که نیست

در روزگار، چون تو به فضل و کمال و جود

شادى به نزد مردم غمدیده نارواست

 جان ها فداى لعل لبت کاین سخن سرود

مدح شما، ز عهده مردم برون بود

 اى خاندان پاک که یزدانتان ستود

از نعمت ولاى شما خاندان وحى

 منّت نهاد بر همگان، خالق و دود

اى پورهادى، اى حسن العسکرى ز لطف

 بپذیر، از «مؤید» دلخسته این درود

 

التماس دعا

یکشنبه 2 اسفند‌ماه سال 1388 ساعت 00:31

دانلود جدیدترین مداحی سید مجید بنی فاطمه

به نام خدا

این مجلس در تاریخ 24 بهمن ماه 1388 در مشهد مقدس و در حسینیه آیت الله شاهرودی برگزار گردید که در این جلسه مداح اهل بیت سید مجید بنی فاطمه اجرای برنامه را بر عهده داشت. بعد از جلسه دقایقی را در محضر ایشان بودم و سئوالاتی در مورد نحوه انتخاب اشعار و صدا سازی پرسیدم شاید در یک فرصت مناسب این مطالب را نیز در سایت قرار دهم.

از لینک های زیر می توانید مداحی جدید سید مجید بنی فاطمه را در سال 1388 دانلود کنید.

ضمنا منتظر نظرات و پیشنهادات سازنده شما در سایت هستیم.

برای دانلود به ادامه مطلب بروید و این مداحی ها را از لینک مستقیم دانلود کنید.

 

 

دانلود قسمت اول

دانلود قسمت دوم

دانلود قسمت سوم