X
تبلیغات
رایتل

آموزش مداحی - جلسه مذهبی فرهنگی انصار الرضا (ع) مشهد مقدس

اشعار مداحی- آموزش مداحی و مباحث فرهنگی سیاسی و اجتماعی

یکشنبه 8 شهریور‌ماه سال 1388 ساعت 18:03

اشعارمناجاتی

 ای خدا ملاقاتت نور دیده می‏خواهد

نیمه شب مناجاتت دل بریده می‏خواهد

 ای صفای نجوایم وی یگانه مولایم

التجای کوی تو اشک دیده می‏خواهد

 دانه دانه اشکم بین شبنم سرشکم بین

این دل سیه، وصلت در سپیده می‏خواهد

 ای بهار فرجامم منکه خارم و خامم

گلشن بهارت را گل رسیده می‏خواهد

 شیعه با مناجاتش منتهای حاجاتش

آبیاری سرخ یاس چیده می‏خواهد

 روح زندگی زهراست جاودانگی زهراست

این دلم دو عالم را زین عقیده می‏خواهد

 راز دل نیاز عشق خواندن نماز عشق

حالتی مشابه با آن شهیده می‏خواهد

 هر غم و بلایش را می‏خرم به جان اما

درک روضه‏هایش را غم کشیده می‏خواهد

 ای خدا قبولم کن شیعه بتولم کن

امتحان عشقت را برگزیده می‏خواهد

 با ابوتراب امشب می‏کنم نوا یارب

عبد خسته زینب سر بریده می‏خواهد

 ای امید افطارم وی نوید اسحارم

طلعت رشیدت را دل ندیده می‏خواهد

--------------------------------------------------------

 ای خدا طالب کلام توأم

تشنه‏ام تشنه سلام توأم

 تو همه حاجت و جواب منی

بر طرف ساز هر حجاب منی

 تو سزاوار سجده عشقی

تو حواله کننده رزقی

 چاره ساز قلوب پُر آهی

راه ساز هر آنچه گمراهی

 تو کرامت کننده فضلی

در فضیلت دو دست پر بذلی

 تو کریمی تو ناصری تو حلیم

تو حکیمی تو قادری تو علیم

 تو عزیزی تو مؤمنی تو مجید

تو ودودی تو مبدعی تو معید

 تو حبیبی تو خالقی تو مجیب

تو حسیبی تو رازقی تو رقیب

 تو جلیلی تو بارئی تو جمیل

تو وکیلی تو صاحبی تو کفیل

 تو مفتح تو مقتدر تو کبیر

تو مفرّج تو منتقم تو مجیر

 تو گشاینده گره‏هایی

تو زداینده غم مایی

 تو به ما لطف هل اتی کردی

ختم پیغمبران عطا کردی

 پدری داده‏ای چنان مولا

مادری داده‏ای چنان زهرا

 تویی آن منعم و تویی ذوالمن

تو به ما داده‏ای حسین و حسن

 تو به ما داده‏ای همه حاجات

بانویی همچو عمّه سادات

 ای تو داده به شیعه شیون و شین

کاشف الکرب داده‏ای به حسین

 دل ما را تو کرده‏ای عاشق

آفریدی تو شیعه صادق

 تو دل نرم داده‏ای به رضا

خواهری شبه زینب کبری

 تو به ما داده‏ای ولایت را

نعمت پاک مرجعیت را

 شکر هر نعمتی تو را باید

پس چرا مهدی‏ات نمی‏آید

 قدرت شکر کوه نعمت نیست

علت طول عصر غیبت چیست؟

 گر گناهان ماست سدّ ظهور

ظلمت ما ببر به آیه نور

    مناجات شب قدر

 ای خدا ای فاتح هر مشکلم

وی همه آرامش جان و دلم

 بشنو از دل راز یک بی آبرو

ده مجال گفتگویم، گفتگو

 در شب احیا به تو رو کرده‏ام

خویش را با توبه همسو کرده‏ام

 گرچه عمری با گنه بنشسته‏ام

گرچه قلب صاحبم بشکسته‏ام

 صبر کن، از کیفر من بر حذر

تا کنم در خویش تجدید نظر

 بهر تو خود را مهیا می‏کنم

توبه را در خویش احیا می‏کنم

 هر که باید رفت چون فرزند نوح

توبه باید، توبه از نوع نصوح

 چونکه امشب بامنیبین زیستم

راضی از عمر گذشته نیستم

 بر تو عمری بدگمانی داشتم

بهر شیطان آشنائی داشتم

 

 چون بگیرم آینه در دست خویش

فاش بینم، فاش، روی پست خویش

 گرچه دل بد کرده تکفیرش مکن

بنده‏ات برگشته تحقیرش مکن

 هرکه بر حال خراب خود رسید

پیش از مردن حساب خود رسید

 هر که گیرد آینه در پیش رو

کرده‏های خویش بیند مو به مو

 خویش را بیند که خود با خود چه کرد

تا بداند سخت باید توبه کرد

 باید از بگذشته‏ها عبرت گرفت

دست را بر زانوی همت گرفت

 حال باید وادی تحلیف رفت

یا علی گفت و سوی تکلیف رفت

 سخت باید نفس را بشکست و ماند

عهد و پیمان با شهیدان بست و ماند

 همچنان بار شهیدان مبین

مانده انبان یتیمان بر زمین

 راه ما راه شهیدان خداست

کیست پرسد ای خدا مهدی کجاست

 گرچه دل شرمنده است از روی تو

ای خدا با مهدی آمد سوی تو

 نیستم اینک از الطافت خدا

سینه‏ای دارم شبستان خدا

 یا حلیم امشب که من سرگشته‏ام

یا علی گویان سویت بر گشته‏ام

---------------------------------------------------------------

 رمضان گذشت از من چه کنم که بینوایم

دل من ز حبّ دنیا نگذشت ای خدایم

 تبعات هر گناهم شده بود سدّ راهم

تو به من عطا نمودی که نباشد ادعایم

 چو شدم گدای کویت شده‏ام خجل ز رویت

تو نشسته‏ای کنارم که روا کنی دعایم

 متزلزل است بارم به کجا کشیده کارم

چه وداع اشکباری، شده آتشین بکایم

 به کجا روم خدایا پس از این سحر، سحرها

شب جمعه‏ای بیاید که به سوی تو بیایم

 بفدای میزبانی که به وقت میهمانی

به بر گدا نشست و بر خویش داد جایم

 چه دعای باصفایی، چه رفیق باوفایی

چه خدای آشنایی که نمود آشنایم

 چه دعای افتتاحی چه دو چشم پر سلاحی

چه توسلی چه ذکری چه بگویم ای خدایم

 چه دمی چه نوحه خوانی چه شبی چه گریه‏هایی

چه غمی چه روضه‏هایی که تو کرده‏ای عطایم

 به صفای لیلة القدر به جمال نیمه بدر

تو خریدی آبرویم که گدای هل اتایم

 تو از این خمارخانه بنمودی‏ام روانه

دل شب مدینه بردی که غلام مجتبایم

 به شب نزول قرآن، به شکاف فرق فرقان

به دلم نشست قرآن چو نمود علی صدایم

 به علی و زینبینش به محبت حسینش

بنویس جان زهرا که شهید کربلایم

 بنویس جان مهدی که منم از آن مهدی

بخدا قسم خدایا که نشان دهم وفایم

----------------------------------------------------------------

منبع : سایت رمضان

نظرات (1)
موفق باشید .
پنج‌شنبه 16 مهر‌ماه سال 1388 ساعت 13:53
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :