X
تبلیغات
رایتل

آموزش مداحی - جلسه مذهبی فرهنگی انصار الرضا (ع) مشهد مقدس

اشعار مداحی- آموزش مداحی و مباحث فرهنگی سیاسی و اجتماعی

جمعه 11 دی‌ماه سال 1388 ساعت 19:45

شعری زیبا به زبان ساده برای حضرت رقیه(س)

 

دختر شاه مدینه کنج ویرونه نشسته

رمقی به تن نداره شده از زندگی خسته

صورتش خونی­وخاکی تنش ازجفا سیاهه

سر گذاشته روی دیوار گمونم که چشم براهه

نمی دونم طفل خسته چه مصیبتها کشیده

رنگ به صورتش نداره قد وقامتش  خمیده

بانویی پیشش نشسته بی شکیب و بی قراره

داره آهسته و آروم از پاهاش خار در میاره

صداش از گریه گرفته چشاش تار و بی فروزه

با اشاره میگه عمه کف پام داره می سوزه

چرا پس بابا نیومد تو که گفتی توی راهه

گمونم دوستم نداره آره بخت من سیاهه

تا که اومد بابا پیشم منو می ذاره رو سینه

دست میذارم روی گوشم زخممو بابا نبینه

حرفامو می گم به بابا غم و غصه هام زیادن

بچه های شهر شامی منو  بازی نمی دادن

بگو عمه بگو عمه چرا بابا رو زمینه

دستامو بزار تو دستاش چشمام تاره نمی بینه

حالا تو بگو بابا جون چرا لبهات غرق خونه

بمیرم رو صورت تو جای چوب خیزرونه

با خودت ببر از این جا دخترت طاقت نداره

می ترسم اگر بمونم بکشن منو دوباره

 

جمعه 11 دی‌ماه سال 1388 ساعت 18:52

شعر شهادت حضرت رقیه از سازگار (درد دل با سر بریده پدر)

دخترم بر تو مگر غیر از خرابه جا نبود
گوشه ویرانه جای بلبل زهرا نبود

جان بابا خوب شد بر ما یتیمان سر زدی
هیچ‌کس در گوشه ویران به یاد ما نبود

دخترم روزی که من در خیمه بوسیدم تو را
ابر سیلی روی خورشید رخت پیدا نبود

جان بابا، هر کجا نام تو را بردم به لب
پاسخم جز کعب نی ،جز سیلی اعدا نبود

دخترم وقتی که دشمن زد تو را زینب چه گفت
عمه آیا در کنارت بود بابا ،یا نبود

جان بابا، هم مرا ،هم عمه ام را می‌زدند
ذره‌ای رحم و مروت در دل آنها نبود

دخترم وقتی عدو می‌زد تو را برگو مگر
حضرت سجاد زین‌العابدین آنجا نبود

جان بابا بود، اما دستهایش بسته بود
کس به جز زنجیر خونین، یار آن مولا نبود

دخترم آن شب که در صحرا فتادی از نفس
مادرم زهرا (س) مگر با تو در آن صحرا نبود

جان بابا من دویدم زجر هم می‌زد مرا
آن ستمگر شرمش از پیغمبر و زهرا نبود

دخترم من از فراز نی نگاهم با تو بود
تو چرا چشمت به نوک نیزه اعدا نبود

جان بابا ابر سیلی دیده‌ام را بسته بود
ورنه از تو لحظه‌ای غافل دلم بابا نبود

دخترم شورها بر شعر ?میثم? داده‌ایم
ورنه در آوای او فریاد عاشورا نبود

جان بابا دست آن افتاده را خواهم گرفت
ز آن که او جز ذاکر و مرثیه خوان ما نبود

شاعر:حاج غلامرضا سازگار (میثم)

پنج‌شنبه 10 دی‌ماه سال 1388 ساعت 00:49

دانلود مداحی محرم ۸۷ از سید مجید بنی فاطمه با کیفیت مطلوب

مداحی های زیر را می توانید از لینک های ذیل دانلود کنید .

کیفیت هر فایل ۴۸ کیلو بایت در ثانیه است.

این مداحی ها توسط سید مجید بنی فاطمه در محرم سال ۸۷ اجرا شده است که در خدمت شما دوست داران حسینی قرار می گیرد.

روز و شب سئوال قلبم شده بود جاده ای که میره تا خدا کجاست؟

تا همیشه ممی مونم زیر سایه علم خدا وکیلی دلم تنگه برای حرم

اشکامو پاک می کنم تا تو نا امید نشی

ماه و خورشید دریا و ساحل ابر و بارون از بین خیمه ها پر کشیدن به سمت میدون

چی می گذره تو دل من فقط خدا می دونه عمو دیگه تنها شده این منو می سوزونه

راه رو وا کنید داره میاد عبدالله تا که جون بده تو دامن ثارالله

دل تموم عاشقای خسته تنگه امشب

می سوزه دلم از غم کربلای ارباب

نگاه سرد خواهر عاشقونه تر از همیشه

قرار قلب من اذان بگو موذن حرم اذان بگو تمام حاصلم اذان بگو

می کند در خاک قتلگه به خون بازی حسین یا حسین

بازم محرم اومد و لباس ماتم بیارید  تکیه ها رو به پا کنید علم با پرچم بیارید

شنبه 5 دی‌ماه سال 1388 ساعت 17:18

یک شعر سینه زنی واحد

من غم مهر حسین با شیر از مادر گرفتم

روز اول کامدم دستور تا آخر گرفتم

بر مشام جان زدم یک قطره از عطر حسینی

سبقت از مشک و گلاب و نافه و عنبر گرفتم

عالم ذر ذره ای از خاک پای حضرتش

از برای افتخار از حضرت داور گرفتم

بر در دروازۀ ساعات یک ساعت نشستم

تا سراغ حضرتش از زینب مضطر گرفتم

زینبی دیدم چه زینب کاش مداحش بمیرد

من ز آه آتشینش پای تا سر در گرفتم

سر شکسته دل پر از خون دیده خون آلود اما

حالتی دیدم که بر خود حالتی دیگر گرفتم

ام لیلا رعشه بر اندام دیدم اوفتاده

گفت من این رعشه از داغ علی اکبر گرفتم

نا گه از بالای نی فرمود شاه تشنه کامان

سر براه دوست دادم زندگی از سر گرفتم

اکبرم کشتند و عون و جعفر وعباس و قاسم

تا خودم از تشنگی اب از دم خنجر گرفتم

گفت ساعی زین مصیبت  از دردربار جانان

حظّ ازادی برای اکبر و اصغر گرفتم

شعر از مرحوم حاج مرشد چلویی

شنبه 5 دی‌ماه سال 1388 ساعت 14:44

شعر زمینه روضه حضرت عباس به همراه فایل صوتی سبک زمینه

دلش ز غصه چاکه          از بی کسی هلاکه

می بوسه هی آیات قرآنی که روی خاکه

یه قطره آب تو مشک این دریا نمونده

یه جای سالم رو تن سقا نمونده

پر شد تموم هیکلش از بوسه تیر

جایی برای بوسه زهرا نمونده

بارون خون از چشم ساقی می باره

دست نداره تیر از چشاش در بیاره

همه می گن کار حسین تموم شده

دیگه خدا مثل ابوالفضل نداره

خدایا کار حسین کجا کشید

می خونه با قلب از غم نا امید

بمیرم داداش چرا کوچیک شدی

نمونده چیزی از اون قد رشید

ابالفضل آقا آقا آقا آقا ابالفضل

*******

صحرا دلش گرفته         دریا دلش گرفته

ام البنین گریونه و زهرا دلش گرفته

آمد کنار علقمه تنهای تنها

شعر عطش خونده به زیر گوش دریا

آب فرات در خیمه دارم کودکانی

چشم همه بر راه من بر راه سقا

پشت سرش دلواپسی خواهرش

بر روی آب افتاده عکس اصغرش

در موجهای علقمه تصویری از

یک کودک تشنه کنار مادرش

تو خیمه دل یه بچه می خونه

خدایا عموی ما پهلوونه

الهی تا خیمه سالم برسه

یه قطره برای علی برسونه

واویلا آقا آقا آقا آقا ابالفضل

دانلود سبک زمزمه

منبع : کتاب نوحه انتشارات آرام دل



شنبه 5 دی‌ماه سال 1388 ساعت 14:21

شعر سینه زنی حضرت ابوالفضل العباس به سبک شبانگاهان تا نسیم سحر

در این عالم غیر عشق و غمت ، ای برادر جان من نمیدانم

به غیر از نامت عزیز دلم ، در دم جان دادن نمیخوانم

جمال من شد تماشایی ، چرا با زینب نمیایی ) آه و واویلا آه واویلا (2

 

سر بشکسته دو دیده خون ،  کتف گلگون سینه ی پُِر تیر

هدایای ساقی تو بُود ،  بحر تو ای مقصود جانانم

وجودم یکسر فدایت شد ، ببین جسمم خاک پایت شد ( آه و واویلا آه واویلا ) 2

 

ببین زهرا مادرت زجنان آمده سوی من به غمخواری

بمیرم من بهر تو که دگر ، بعد عباست بی علمداری

جمال من شد تماشایی ، چرا با زینب نمیایی ) آه و واویلا آه واویلا  (2

 

ببین چشم ساقی حرمت ، پاره تر از آن مشک طفلان است

امید من این بُود ز کرم ، تیر کین از چشمم برون آری

جمال من شد تماشائی ، چرا با زینب نمی آئی  ) آه و واویلا آه واویلا  (2

 

(حالا ابی عبد ا… در جواب عباس می گه)

چو در میدان ناله ی تو رسید ، با دلی آشفته دویدم من

میان ره هر دو دست تو را ، روی چشمان خود کشیدم من

ببین دشمن بی تو خنده کند ، بر من مظلوم و غریب اینجا

تو رفتی ُ  بعد تو به خدا ، از حیات خود نا امیدم من

سکینه بی تو خورد سیلی ،  رقیهّ رویش شود نیلی ) آه و واویلا آه واویلا  (2

 

سبک : شبانگاهان تا نسیم سحر

جمعه 4 دی‌ماه سال 1388 ساعت 20:26

شعر روضه علی اکبر

چون تو ای لاله در این دشت گلی پرپر نیست

واز این پیر جوانمرده کمانی تر نیست

دست و پایی نفسی نیمه نگاهی اهی

غیر خونابه مگر ناله در این حنجر نیست

در کنار تو ام و باز به خود می گویم

نه حسین، این تن پوشیده به خون اکبر نیست

هر کجا دست کشیدم زتنت گشت جدا

از من اغوش پر و از تو تنی دیگر نیست

دیدنی گشته اگر دست و سر سینه تو

دیدنی تر زمن و خنده آن لشگر نیست

استخوانهای تو پشت پدر هر دو شکست

باز هم شکر کنار من و تو مادر نیست

شاعر : حسن لطفی

پنج‌شنبه 3 دی‌ماه سال 1388 ساعت 23:39

شعر سینه زنی واحد تند برای مجالس محرم

هرکه غمت  را خرید، عشرت عالم فروخت

باخبرانِ غم‏ ات، بی‎خبر از عالم‏ند

روی نیازم کجاست؟ روی حسین است و بس

قبلۀ قلبم کجاست؟ کوی حسین است و بس

سلسلۀ عشق را، سلسله جنبان خداست

سلسلۀ عشق چیست؟ بوی حسین است و بس.

رحمت و لطف و کرم، عشق و صفا در جهان

       بخشش و جود و وفا، خوی حسین است و بس

روز جزا در امان، هرکه رود ای عزیز

از برکاتِ دم و هوی حسین است و بس

بوی بهشت خدا از حرمش میوزد

بوی بهشت خدا، بوی بهشت است و بس

کوسن و حوض بهشت، جنت و نهر حیات

 اندکی از قطره‏ی جوی حسین است و بس

سلسلۀ عشق را، سلسله جنبان خداست...

سلسلۀ عشق چیست؟ بوی حسین است و بس.

روز جزا میرود، خنده ‏کنان در بهشت

هرکه به دنیا کند، گریه برای حسین گریه برای حسین

 ای که مرا خوانده ‏ای،راه نشانم بده،

گوشه‏ ای از کربلا، جا و مکانم بده

هرکه غمت، هرکه غمت را خرید عشرت عالم فروخت

 باخبرانِ غمت، بی‎خبر از عالم‏ند

پنج‌شنبه 3 دی‌ماه سال 1388 ساعت 23:34

شعر عمو عباس بی تو قلب حرم می گیره از کربلایی مسعود اصلانی

عمو عباس،بی تو قلب حرم می گیره             عموعباس،بی تو بابا تنها می میره
عموعباس،علمت کو عموی خوبم                  عموعباس،تو نرو تا که پا نکوبم
عمو عباس،بی تو قلب حرم می گیره             عمو عباس،بی تو بابا تنها می میره
عمو عباس،بی تو هر لحظه دل می لرزه          بی تو هر شب هوای خیمه ها چه سرده
عمو عباس،بی تو دستام جونی نداره             از دو چشمام پولکای گریه می باره
عمو عباس،بی تو قلب حرم می گیره             عمو عباس،بی تو بابا تنها می میره
عمو عباس،علمت کو عموی خوبم                 عمو عباس،تو نرو تا که پا نکوبم
عمو عباس،زانوهامو بقل می گیرم                 عمو عباس،بیا تا من برات بمیرم
عمو عباس،دل اهل حرم کبابه                       توی خیمه چشم برات چشمای ربابه
عمو عباس،بی تو قلب حرم می گیره             عمو عباس،بی تو بابا تنها می میره
عمو عباس،علمت کو عموی خوبم                 عمو عباس،تو نرو تا که پا نکوبم

پنج‌شنبه 3 دی‌ماه سال 1388 ساعت 23:15

شعر سینه زنی واحد تند اجرا شده توسط احد قدمی

ای که مرا خوانده ای راه نشانم بده

گوشه ای از کربلا جا و مکانم بده

ما خراب افتادگان گوشه ی می خانه ایم

مست چشم ساقی و دیوانه ی پیمانه ایم

دلبر  ما  با   نگاهی  اختیار  از  ما  گرفت

عقل ما را جلوه ی رخسار یار از ما گرفت

ما ز دریای جنون می خورده و مجنون شده ایم

از  مدار  عقل  و  شهر  عاقلان  بیرون  شدیم

انتظار عقل از دیوانه گان بی جا بود

چون که مجنون در کمند طره ی لیلا شدیم

دوزخ از من میگریزد گر بگویم یا حسین

آب و بر آتش بریزم گر  بگویم یا حسین

<< 1 2 3 >>