X
تبلیغات
رایتل

آموزش مداحی - جلسه مذهبی فرهنگی انصار الرضا (ع) مشهد مقدس

اشعار مداحی- آموزش مداحی و مباحث فرهنگی سیاسی و اجتماعی

جمعه 7 دی‌ماه سال 1386 ساعت 13:40

تاج گل (یا علی مولا)

یک قبله دارند عاشقان آنهم علی المرتضاست

یک شمع دارند عارفان آنهم علی المرتضاست

یک جلوه دارد این جهان آنهم علی المرتضاست

یک روح دارد شیعیان آنهم علی المرتضاست

یک راه دارد رهروان آنهم علی المرتضاست

                                 یک نابغه دارد زمان آنهم علی المرتضاست

قدسی شجر نیکو ثمر والا گهر صاحب نظر

فرخنده فر بهجت اثر احمد سیر قرص قمر

هم دادور هم داد گر قدرت قدر فخر بشر

هم نامور هم تاجور هم صاحب تیغ دو سر

بر خرمن هر خیره سر ریزد ز تیغ خود شرر

                                 یک یل فقط دارد یلان آنهم علی المرتضاست

شمس الضحی بدر الدجی میر هدی نور خدا

هم مقتدا هم رهنما هم ابتدا هم انتها

هم دلربا هم دل گشا خیبر گشا مشکل گشا

هم بی ریا هم با صفا هم با حیا هم با وفا

هم کیمیا رمز دوا سر شفا راز بقا

                                 یک راز دارد قدسیان  آنهم علی المرتضاست

 هم با حسب هم با نسب هم بوالعجب کنز ادب

هم منتخب هم منتصب هم منتجب محبوب رب

دور از طرب در تاب و تب صدها دعا در زیر لب

فیض رجب فخر عرب با ذکر رب هر نیمه شب

بهر یتیمان عرب او می برد نان رطب

                                 یک یار دارد بیکسان آنهم علی المرتضاست

لشکر از او سنگر از او خیبر ازو کشور ازو

محشر ازو کیفر ازو باور ازو داور ازو

زمزم ازو تسنیم ازو کوثر ازو ساغر ازو

مسجد ازو محراب ازو طاعت ازو منبر ازو

بوی خوش گلزارها مجمر ازو عنبر ازو

                                 یک تاج گل دارد شهان  آنهم علی المرتضاست

بی مثل در روی زمین پیرایه عرش برین

شاگرد ختم المرسلین استاد بر روح الامین

بنت اسد را نازنین ناز آفرین راز آفرین

عزمش متین و آهنین حصن حصین یعصوب دین

شد قبله اهل یقین مولا امیرالمومنین

                                 یک میر دارد مومنان آنهم علی المرتضاست

سیر الی الله راه او روشن دل آگاه او

قرآن کتاب الله او ایمان تجلی گاه او

خندق نمایشگاه او بنگر به عز و جاه او

کعبه ولادتگاه او مسجد شهادتگاه او

عشاق خاطرخواه او شاگرد دانشگاه او

                                  یک پیر دارد ملک جان آنهم علی المرتضاست

او قاسم النار است وبس حق را طرفدار است وبس

او محرم یار است وبس آگه ز اسرار است وبس

تنها علمدار است وبس سالار و یردار است وبس

او خصم اشرار است وبس او مرد پیکار است وبس

مظلوم ادوار است و بس محروم اعصار است و بسگ

                                یک سرو دارد بوستان آنهم علی المرتضاست

نام علی پیرایه ام حب علی سرمایه ام

من تاجری بی مایه ام با عترشیان هم پایه ام

ای خاکیان افلاکیان من با علی همسایه ام

                                «خوشزاد» دارد یک نشان آنهم علی المرتضاست

 

 

جمعه 7 دی‌ماه سال 1386 ساعت 12:03

شیعه

گفتگو با عاشقان عشق است عشق

حرف اول در جهان عشق است عشق

سینه ام تنگ است از دل تنگیم

می دهد آزار بی فرهنگیم

عشق فرهنگ نبوغ عالم است

عشق الفاظ لسان آدم است

عشق یعنی سوختن یعنی جنون

عشق یعنی جوشش رگ های خون

عشق هایی که ریایی گشته اند

ضد آیین خدایی گشته اند

عاشقانی که ولایی گشته اند

در خط مولا خدایی گشته اند

عاشقانی که زخم جوشیده اند

از خم عشق علی نوشیده اند

شیعه باید اگر آماده اید

شیعه باید شد اگر آزاده اید

شیعه باید شد نه اهل ننگ وعار

شیعه را هرگز مخوان بی بندو بار

قدرت ما در تجمع بودن است

عزت ما در تشیع بودن است

تا علی بر کل عالم حاکم است

مکتب یکتا پرستی قائم است

شیعه بودن صدق در گفتار هاست

انعکاس بهترین رفتارهاست

شیعه بودن حقه و نیرنگ نیست

شیعه هرگز ده دل و ده رنگ نیست

شیعه یک اصل است نی فرضیه است

شیعه بودن شیوه مرضیه است

شیعه غیرتمند و عالی فطرت است

شیعه دارای شئون عزت است

شیعه یک دم غافل از الله نیست

شیعه تا دارد علی گمراه نیست

شیعه بر درگاه حق رو کرده است

شیعه با عشق علی خو کرده است

شیعه کی سرپیچی از دین می کند

شیعه کی بر خلق توهین می کند

شیعه یعنی دور از سر در گمی

شیعه یعنی جایگاه مردمی

شیعه یعنی پنجره بر سوی نور

شیعه یعنی هوشیاری در امور

شیعه بودن نه سیاست بازی است

شیعه تنها مکتب خود سازی است

شیعه دستورالعمل در مذهب است

شیعه احیا علوم مکتب است

شیعه بودن حرف حق بشنفتن است

یا علی و یا محمد گفتن است

شیعه یعنی حفظ ارزشهای دین

قدردانی از امیرالمومنین

شیعه یعنی نظم یعنی ضابطه

شیعه یعنی با خدا در رابطه

شیعه یعنی پیرو پاکان حق

شیعه یعنی در صف مردان حق

شیعه یعنی خنده گل در نسیم

شیعه یعنی صافی اشک یتیم

شیعه یعنی در سرش فکر علی

شیعه یعنی در لبش ذکر علی

شیعه یعنی اهل قانون و کتاب

شیعه یعنی منطق و حرف حساب

شیعه یعنی با حقایق آشنا

تکیه بر مولا توکل بر خدا

شیعه یعنی بر علی یار و کمک
شیعه یعنی پاسداری از فدک

شیعه یعنی از علی آموختن

وانگهی آتش گرفتن سوختن

شیعه یعنی فتح فتح حیدر در حنین

شیعه یعنی زینب و یعنی حسین

شیعه یعنی اهل فقه و اجتهاد

شیعه یعنی اتفاق و اتحاد

شیعه یعنی با تعصب حق شناس

شیعه یعنی نور یعنی انعکاس

شیعه یعنی دور از وزر و وبال

شیعه یعنی در پی کسب حلال

شیعه سلمان است و بوذرهاستی

شیعه یعنی مقداد است و قنبر هاستی

شیعه یعنی فاطمه ما کیستیم

ما غبار راه او هم  نیستیم

شیعه یعنی پایمردی در عمل

شیعه در مردی بود ضرب المثل

 خواهم از شیعه اگر گویم سخن

مثنوی ها می شود هفتاد من

الغرض ما صاحبان عزتیم

ساکنان کوچه حریتیم

ما قدح ها را پر از می کرده ایم

قرنها این راه را طی کرده ایم

خاک این می خانه را بوییده ایم

ما به ساقی دست بیعت داده ایم

رهبر ما خانه زاد کعبه است

استنادش استناد کعبه است

کعبه خالص ملک مولای دل است

بی ولایت هر عبادت باطل است

کعبه یعنی الفت حق با علی

کعبه یعنی خانه مولا علی

ما اگر سر مست از یک ساغریم

ما اگر از پیروان حیدریم

پس چرا همراه و هم دل نیستیم

ما در این دنیا به فکر چیستیم

شیعه ای «خوش زاد» والا بودن است

سرفرازی پیش مولا بودن است

گر علی را دوست داری مرد باش

لا اقل با شیعیان هم درد باش

یکشنبه 11 آذر‌ماه سال 1386 ساعت 01:18

یا امام رضا(ع)

هر چند حال و روز زمین و زمان بد است

یک قطعه از بهشت در آغوش مشهد است

حتی اگر به آخر خط هم رسیده ای

آنجا برای عشق شروعی مجدد است

پنج‌شنبه 12 مهر‌ماه سال 1386 ساعت 04:23

عمری گذشت و ...

عمری گذشت و خدمت رندان نشد نصیب

ترک قصور محضر جانان نشد نصیب

از کوچه های  نفس بد اندیش و گم شدن

طی طریق وادی عرفان نشد نصیب

بسکه غلام غیر حجاب وجود شد

یک جلوه از تلاوت قرآن نشد نصیب

اسلام دین عشق و ولا و محبت است

ما را به غیر نام مسلمان نشد نصیب

از سفره ولا که محبان از آن خورند

ما را چه شد که سهم کمی نان نشد نصیب

شیرینی وصال به جای خودش چه سود

ما را که زهر تلخی هجران نشد نصیب

این زندگی ز مردن صد باره بد تر است

آن را که کوی شاه شهیدان نشد نصیب

شبها دراز گشت و ز سر خواب ما برفت

یک حلقه زان دو زلف پریشان نشد نصیب
پنج‌شنبه 12 مهر‌ماه سال 1386 ساعت 03:13

یا علی مددی

اشعار مصیبت مولا علی(ع)

کی مثل علی به جان رسیده است کسی؟

کی همچو علی رنج کشیده است کسی؟

تاریخ گواه ادعای شیعه است

مظلومتر از علس ندیده است کسی

******************************************************

کتاب هستیم شیرازه گردید

غم و دردم فزون ز اندازه گردید

شبانه جسم بابا را چو بردم

برایم داغ مادر تازه گردید

سه‌شنبه 27 شهریور‌ماه سال 1386 ساعت 21:15

شعر مناجاتی ماه رمضان

سلام این هم یک شعر مناجاتی در ماه رمضان امیدوارم که مفید واقع بشه التماس دعا

جمع بشید عاشقای ماه رمضون

مهمونی داره خدای مهربون

غنی و گدا رو دعوت می کنه

همه عاشقا رو دعوت می کنه

این چه سفره ایِ که دل می بره

صاحب سفره بَدارم می خره

چی بگم که سفره خیلی با صفاست

صاحب سفره ما امام رضاست

سفره عطرش ز گلای یاسشه

سقای سفره عمو عباسشه

ای خدا یه قلب با صفا می خوام

من دیگه برات کربلا می خوام

دوست دارم برم تا بین الحرمین

جون بدم برای اربابم حسین

ای حسین جان به فدای سر تو

من به قربون لب اطهر تو

 

چهارشنبه 21 شهریور‌ماه سال 1386 ساعت 01:18

اشعار مناجاتی ماه رمضان

سلام

بازهم سلام

این بار سلام به همه اونایی که لبهاشون از فرط تشنگی خشک شده .

سلام به همه روزه دارها

سلام به همه مهمونای خدا

این بار با اشعار جدید اومدم ، اشعار ماه رمضون و مناجات های این ماه امیدوارم که خدا از همه ما قبول کنه و از همه شما هم التماس دعا دارم.

 لطفا جهت برطرف شدن اشکالات موجود  و ارتقای سطح آموزشی و فرهنگی وبلاگ از نظر دادن هم دریغ نکنید.

دعوت حق

باز امشب حق صدایت کرده است

وارد مهمان سرایت کرده است

با همه نقصی که در من بوده است

باز هم او دعوتم بنموده است

میهمانی شد شروع ای عاشقان

نور حق کرده طلوع ای عاشقان

باز مولا سفره داری می کند

دعوت از عبد فراری می کند

دوستان آیید تا نجوا کنیم

محفل عشاق را بر پا کنیم

نیمه شب ها ناله و آوا کنیم

شاید آن گم گشته را پیدا کنیم

بسته ام من با دلم عهدی دگر

تا ببینم چهره مهدی دگر

السلام ای میهمانی خدا

ماه خوب آسمانی خدا

السلام ای روزه داران السلام

عاشقان مخلص ماه صیام

السلام ای ناله های نیمه شب

حال پر سوز و دعای نیمه شب

السلام ای ذکر پر سوز سحر

ای مناجات دل افروز سحر

السلام ای روزهای بی گناه

السلام ای شور اشک و سوز و آه

السلام ای روزه دار بی قرین

السلام ای دلبر صحرا نشین

یک شبی افطار مهمانم نما

تو خودت قاری قرآنم نما

ترنم عشق:

خدای من !! دوباره ماه رمضون شد ، دوباره ماه ضیافتت شد ، خدایا هر کی میخواد مهمونی بره لباس تمیز می پوشه با لباس کثیف و بدبو کسی مهمونی نمیره حالا اینو می خوام بگم من که اومدم مهمونی تو اومدم لباس گناه رو از تنم بیرون کنی عوضش لباس تقوی به تنم کنی .

آی صاحب خونه هوای این گدای هر ساله ات رو داشته باش.

امسال یه کاری کن دیگه دلامون خونه تو باشه یه کاری که که به کمال انقطاع ... نزدیک بشیم.

دوشنبه 12 شهریور‌ماه سال 1386 ساعت 04:25

شور هیئتی یا شعور هیئتی مسئله این است!!

سلام

اول اعلام کنم که من واقعا شرمندم که این مطالب رو دارم می نویسم چون چند روز پیش توی یکی از مجلات داشتم مطلبی رو می خوندم که چشمم افتاد به یک تیتر بسیار تکان دهنده به چشمم خورد که واقعا متاثر شدم .

تیتر این بود که ((بسیار باعث تاسف است که بر روی آهنگ های مبتذل شعر مذهبی می گذارند)) فکر می کنید این گفته از کیست آیت ا.... یا جناب حجه الاسلام ... یا آقای وزیر ... یا ... خیر این گفته یک خوانده موسیقی سنتی بود که بسیار تلنگر عجیبی به من زد که بابا یک خواننده موسیقی برای من مداح اظهار تاسف می کنه .

توی این چند ساله هرچی تونستیم اشعار پر معنی رو کنار گذاشتیم و چسبیدیم به چند تا شعر احساسی البته نباید از یاد برد که ابزار کار یک مداح استفاده از اشعار خوبی هست که احساس شعف و شادمانی رو در وجود مخاطب زنده می کنه اما تا چه حد بعضی وقتها احساس ما به جایی می کشید که تو اشعارمون از تعابیری مثل حسین اللهی و زینب اللهی و با تو قهرم ای خدا و....استفاده می کردیم جواب این سئوال خیلی واضحه اونم اینه که ما بیشتر به فکر شور دادن تو هیئتها بودیم .

عوض اینکه محوریت برنامه مون ایجاد معرفت توی دل مستمع باشه محوریت رو به سمت آهنگ های غربی سوق دادیم  یا اینکه همش به فکر این بودیم که سبک سینه زنی یاد بگیریم این وسط تنها چیزی که غریب واقع شد معرفت بود تازه اینها که خوبه کارمون به جایی رسید که آهنگ پلنگ صورتی و خونه مادر بزرگه و امثالهم رو هم با کمال فضاحت توی مجالسمون خوندیم برادر مداح من هیئت خونه مادر بزرگه نیست به خدا هیئت خونه اربابمون امام حسینه چرا این قدر توی جاده خاکی داریم قدم می زنیم آیا وقتش نشده که عوض خوندن این اشعار و سبک هایی که اصلا با مجلس امام حسین هم خونی نداره بریم چهار تا مطلب قشنگ و زیبا رو در بیاریم و به مستمعمون این ها رو تحویل بدیم .

این رو هم بدونیم که شاید یه روز به خاطر همین مداحی مون پیش خدا مواخذه بشیم شاید از ما بپرسن که این همه وقت مردم رو گرفتی تویی که میکروفون دستت بود چی گفتی به مردم تا به وسیله محبت حسین مردم به خدا نزدیک بشن.

فقط منو ببخشین شاید خیلی خوب نبود که بعد از چند ماه غیبتب که داشتم این جوری شروع می کردم ولی  باید از یه جایی شروع کرد تا ان شا الله همه مداح ها روزی بتونن با مطالعه و با معرفت برنامه خیلی قشنگ و امام حسین پسندی رو اجرا کنن .

ازهمه داریم التماس دعا           می سپاریم همگی را به خدا

دوشنبه 23 بهمن‌ماه سال 1385 ساعت 18:36

یک نظر خواهی

سلام

دوستان عزیز در نظر دارم که به یاری خدا از این به بعد قسمتی از مقتل و روضه های مجالس عزاداری را با ذکر منبع در وبلاگ جهت مطالعه دوستان و علقمندان به مداحی بگذارم اگر نظر خاصی دارین بذارید تا روی نظرتون فکر کنم .

موفق باشید.

شنبه 7 بهمن‌ماه سال 1385 ساعت 00:39

مصیبت حضرت علی اکبر (ع)

بنشینم و از سوز جگر ناله برآرم

بر صورت خونین تو صورت بگذارم

بردار خدا را از خاک و دعا کن

تا من به سر کشته تو جان بسپارم

رسم است که بر نعش جوان لاله گذارند

من لاله به غیر از شرر لاله ندارم

از بس به تنت زخم روی زخم رسیده

ممکن نبود زخم تنت را بشمارم

با یاد لب خشک تو ای نور دو دیده

جا دارد اگر بر سر نی اشک ببارم

در خیمه زبان تو مکیدم جگرم سوخت

بگذار ز لب های تو یکی بوسه بر آرم

فریاد دلم سر زند از سینه (میثم)

گیرم که ببندم لب و فریاد نیارم

 

<< 1 ... 26 27 28 29 30 >>